تماس با مدیر
شنبه, ۲ بهمن , ۱۳۹۵

محل دفن حضرت یوسف کجاست؟

 

محل دفن حضرت یوسف

در مورد محل دفن حضرت یوسف(ع) شیخ طبرسی(ره) درتفسیر خود نقل کرده: چون حضرت یوسف ازدنیا رفت، او را درتابوتی ازسنگ مرمر نهاده و میان رود نیل دفن کردند و علتش این بود که چون آن حضرت ازدنیا رفت، مردم مصر به نزاع برخاسته و هر دسته ای می خواستند تا جنازه آن حضرت را در محله خود دفن کنند و از برکت آن پیکر مطهر بهره مند گردند و سرانجام مصلحت دیدند جنازه را در رود نیل دفن کنند تا آب نیل ازروی آن بگذرد و به همه شهر برسد تا مردم در این بهره یکسان باشند و برکت آن جنازه بطور مساوی به همه مردم برسد، و این قبر تا زمان حضرت موسی(ع) هم چنان در رود نیل بود تا وقتی که آن حضرت بیامد و او را از نیل بیرون آورد و به فلسطین برد.

مسعودی می گوید: «سبب این که حضرت موسی(ع) جنازۀ حضرت یوسف(ع) را از مصرمنتقل کرد، آن بود که باران بربنی اسرائیل نبارید. پس خدای متعال به حضرت موسی(ع) وحی فرمود که جنازۀ یوسف(ع) را بیرون بیاور.

حضرت موسی از محل دفن حضرت یوسف پرسید،و کسی ازجای آن مطلع نبود،تا اینکه پیرزنی نابینا و زمین گیر از بنی اسرائیل را آوردند، و او گفت:من جای دفن یوسف را می دانم، ولی سه

-++۵حاجت دارم که باید ازخدا بخواهی آنها را برآورد تا آنجا را به تو نشان دهم:یکی آن که ازاین بیماری نجات یافته وبتوانم راه بروم؛ دیگرآنکه بینا شده وجوانی ام بازگردد؛ سوم اینکه خداوند جایم را دربهشت پیش تو  قرار دهد.

خداوند به حضرت موسی وحی فرمود: سخنش را بپذیر که ما حاجتهای او را برآوردیم.پیر زن محل دفن حضرت یوسف را نشان داد وحضرت موسی جنازه را بیرون آورد وبه فلسطین منتقل ساخت.

همچنین نقلی دیگر (به نقل از حیاه الحیوان دمیری).  در این مورد وجود دارد که برایتان گذاشته ایم

حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ به قدری محبوبیت اجتماعی پیدا کرده و عزّت فوق العاده‎ای نزد مردم مصر داشت که پس از فوتش بر سر محل به خاک سپاریش نزاع شد. هر طایفه‎ای می‎خواست جنازه یوسف در محل آنها دفن شود، تا قبر او مایه برکت در زندگی‎شان باشد.

بالاخره رأی بر این شد که جنازه یوسف را در رود نیل دفن کنند، زیرا آب رود که از روی قبر رد می‎شد مورد استفاده همه قرار می‎گرفت و با این ترتیب همه مردم به فیض و برکت وجود پاک حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ می‎رسیدند.

حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ را در میان رود نیل دفن کردند تا زمانی که حضرت موسی ـ علیه السلام ـ می‎خواست با بنی اسرائیل از مصر خارج شود.

در این هنگام جنازه را از قبر درآورده و به سوی فلسطین آورده و دفن کردند، تا به وصیت حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ عمل شده باشد.

جالب توجه این که: مدتی ماه (بر اثر ابرهای متراکم) بر بنی اسرائیل طلوع نکرد (هرگاه می‎خواستند از مصر به طرف شام بروند احتیاج به نور ماه داشتند و گرنه راه را گم می‎کردند)

به حضرت موسی ـ علیه السلام ـ وحی شد که استخوانهای یوسف را از قبر بیرون آورد (تا وصیت او انجام گیرد) در این صورت، ماه را بر شما طالع خواهم کرد.

موسی ـ علیه السلام ـ پرسید که چه کسی از جایگاه قبر یوسف آگاه است؟ گفتند: پیرزنی آگاهی دارد. موسی ـ علیه السلام ـ دستور داد که آن پیرزن را که از پیری، فرتوت و نابینا شده بود، نزدش آوردند.

حضرت موسی ـ علیه السلام ـ به او فرمود: «آیا قبر یوسف را می‎شناسی؟» پیرزن عرض کرد: آری. حضرت موسی ـ علیه السلام ـ فرمود: ما را به آن اطّلاع بده.

او گفت: اطلاع نمی‎دهم مگر آن که چهار حاجتم را بر آوری: اول: این که پاهایم را درست کنی. دوم: اینکه از پیری برگردم و جوان شوم. سوم: آن که چشمم را بینا کنی . چهارم: آن که مرا با خود به بهشت ببری.

این مطلب بر موسی ـ علیه السلام ـ بزرگ و سنگین آمد. از طرف خدا به موسی ـ علیه السلام ـ وحی شد، حوائج او را برآور. حوائج پیر زن برآورده شد.

آن گاه او مکان قبر یوسف ـ علیه السلام ـ را نشان داد. موسی ـ علیه السلام ـ در میان رود نیل جنازه یوسف ـ علیه السلام ـ را که در میان تابوتی از مرمر بود بیرون آورد و به سوی شام برد. آن گاه ماه طلوع کرد.

از این رو، اهل کتاب، ‌مرده‎های خود را به شام حمل کرده و در آن جا دفن می‎کنند.

جنازه یوسف ـ علیه السلام ـ را (بنابر مشهور) کنار قبر پدران خود دفن کردند.

اینک در شش فرسخی بیت المقدس، مکانی به نام قدس خلیل معروف است که قبر یوسف ـ علیه السلام ـ در آن جا است.

حُسن عمل و نیکوکاری این نتایج را دارد که خداوند پس از حدود چهار صد سال با این ترتیبی که خاطر نشان شد، طوری حوادث را ردیف کرد، تا وصیت حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ به دست پیامبر بزرگ و اولوا العزمی چون حضرت موسی ـ علیه السلام ـ انجام شود، و به برکت معرّفی قبر یوسف ـ علیه السلام ـ به پیر زنی آن قدر لطف و عنایت گردد

آری، یوسف ـ علیه السلام ـ بر اثر پرهیزکاری و خدا ترسی، آن چنان مقام ارجمندی در پیشگاه خدا پیدا کرد که در روایت آمده: هنگامی که پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در شب معراج، به آسمان سوم رسید، یوسف ـ علیه السلام ـ را در آن جا به گونه‎ای دید که: «کانَ فَضْلُ حُسْنِهِ عَلی سایرِ الْخَلْقِ کَفَضْلِ الْقَمَرِ لَیلَهِ الْبَدْرِ عَلی سایرِ النُّجُومِ؛ زیبائیش نسبت به سایر مخلوقات، همانند زیبایی ماه در شب چهارده نسبت به ستارگان بود.»

در بعضی از روایات نقل شده که پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در سفری در بیابان به چادر نشینی برخورد، چادر نشین حضرت را شناخت، بسیار پذیرایی کرد. هنگام خداحافظی، رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به او فرمود: هرگاه از ما چیزی بخواهی از خدا می‎خواهیم که به تو عنایت کند؛

او در جواب گفت: از خدا بخواه شتری به من بدهد که موقع حرکت، اثاثیه خود را بر آن بگذارم و چند گوسفند به من عطا کند که در این صحرا آنها را بچرانم، و از شیرشان استفاده کنم.

حضرت آنها را از خدا تقاضا نمود. خداوند هم تقاضای حضرت را برآورد. در این هنگام رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به اصحاب خود رو کرد و فرمود: ای کاش این مرد نظر و همتش بلند بود و مثل عجوزه بنی اسرائیل، خیر دنیا و آخرت را از ما می‎خواست تا آن را از خدا می‎خواستم، و خدا به او می‎داد،

اصحاب تقاضای بیان قصه عجوزه بنی اسرائیل را نمودند. حضرت داستان عجوزه را به طور مشروح برای اصحاب شرح دادند. در این روایت است که آن عجوزه سه حاجت خواست و برآورده شد: ۱٫ جوان شود ۲٫ همسر موسی گردد ۳٫ در بهشت هم همسر موسی باشد

 

مزار بنیامین، کوچکترین برادر حضرت یوسف

در یکی از روستاهای جنوب لبنان، “محیبیب نام دارد که مرقد جناب بنیامین کوچکترین برادر حضرت یوسف را در خود جای داده است.

بِنْیامین  کوچکترین پسر یعقوب و تنها برادر تنی یوسف . نام وی در قرآن نیامده ، اما از زبان یوسف با عنوان برادرم (اخی ) از دیگر برادران متمایز شده است (یوسف : ۹۰). در داستانِ سفر برادران یوسف به مصر و باز شناختن یوسف که در نهایت سبب کوچ یعقوب و خانواده اش از کنعان به مصر شد چندین مرتبه ، از بنیامین با همین تعبیر یاد شده است (یوسف : ۵۸ ـ۹۰). در عهد عتیق ، در چندین باب (پیدایش ، باب ۳۵، ۴۲،۴۹) از بنیامین و سبط وی ، به عنوان یکی از قبایل دوازده گانه بنی اسرائیل ، سخن رفته است .

درباره نام روستای محیبیب نیز که به واسطه وجود مرقد بنیامین نامگذاری شده است، گفته اند که بنیامین از دیگر برادرانش نزد پدر عزیزتر بود و به همین علت محیبیب نامیده شده است.

به گفته عدنان جابر، خادم این مرقد که با شبکه تلویزیونی العهد مصاحبه می کرد، زمانی که این روستا در اشغال صهیونیستها بود، توجهی به آن نمی شد اما بعد از آزادسازی این مکان به دست حزب الله، کار تجدید بنا و توسعه آن صورت گرفت و امروز مورد توجه قرار گرفته است.

او می گوید: حضور زائران لبنانی و غیرلبنانی در این مکان معنوی، بعد از پخش سریال حضرت یوسف، افزایش خاصی یافته است.

 

اهانت صهیونیستها به قبر حضرت یوسف

یورش صهیونیستها به قبر حضرت یوسف (ع)

یورش صهیونیستها به قبر حضرت یوسف (ع)
صدها شهرک نشین صهیونیست در اقدامی توهین آمیز، به قبر حضرت یوسف (ع) در کرانه باختری یورش برند.
به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، صدها تن از شهرک نشینان صهیونیست امروز (پنج شنبه) با پشتیبانی نظامیان رژیم اشغالگر به قبر حضرت یوسف (ع) در شرق نابلس یورش بردند.
خبرگزاری فلسطینی “وفا” به نقل از شاهدان عینی گزارش داد، ده ها اتوبوس حامل شهرک نشیان صهیونیست با پشتیبانی و حفاظت تعداد بسیاری از خودروهای نظامی رژیم صهیونیستی به مقبره حضرت یوسف (ع) درکرانه باختری حمله کردند.
در جریان این اقدام اهانت آمیز شهرک نشیان صهیونیست، گروهی از جوانان فلسطینی با شهرک نشینان درگیر شدند. نظامیان رژیم صهیونیستی هم برای متفرق کردن جوانان فلسطینی به سوی آنها گاز اشک آور و گلوله شلیک کردند.
شهرک نشیان صهیونیست همچنین امروز در روستای “قصره” در جنوب نابلس، ۶ خودروی فلسطینی ها را  به آتش کشیدند.



Copyright 2007 - 2016
بستن پنجره