تماس با مدیر
پنج شنبه, ۱۸ آذر , ۱۳۹۵

گفتگو با بازیگری که یک روزه جایگزین بهاره رهنما شد + تصاویر

نمایش پسران آفتاب كه پیش از این در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا می شد با تغییری در گروه بازیگران مدتی است در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه می رود. در اجرای جدید پسران آفتاب مهشاد مخبری، بازیگر با سابقه ئئاتر جایگزین بهاره رهنما شده و نقش پرستار ویلی كلارك را بازی می كند. مهشاد مخبری فارغ التحصیل بازیگری است، سال ها در تئاتر فعالیت كرده و نقش های ماندگاری را از خود به یادگار گذاشته است هرچند كه در سال های اخیر در تئاتر كم كار بوده و بیشتر او را در تصویر دیده ایم اما به قول خودش همیشه دغدغه تئاتر دارد.

این بازیگر جوان تا به حال در فیلم هایی چون انتخاب، سگ كشی، شهرت و سریال های دبیرستان خضرا، پاتوق و محاكمه بازی كرده است. او بعد از مدتی با نمایش پسران آفتاب به صحنه تئاتر آمده و نقشی طناز را بازی می كند كه حسابی به دل مخاطب می نشیند و به همین بهانه با او به گفت وگو نشستیم.

پسران آفتاب درباره دو بازیگر بازنشسته كمدی به نام های «ال لوییس» و «ویلی كلارك» است كه پس از ؟سال دوری و جدایی از یكدیگر قرار است در یك نمایش تلویزیونی مقابل هم به ایفای نقش بپردازند اما…

فكر می كنم در نمایش «پسران آفتاب»، كار شما به عنوان بازیگر از همه سخت تر است، چون سایر بازیگران، كار را پیش از این تمرین كرده بودند اما شما بدون فرصتی برای تمرین و در واقع به جای «بهاره رهنما» آمدید.
آنها هم تمرین نكردند. یك ماه و نیم اجرا رفتند (می خندد).

بله، شاید اما در نهایت آنها از شما آماده تر بودند برای اجرا. شما ناگهان در سری دوم اجرای این نمایش در تالار نیاوران، به گروه اضافه شدید. چگونه با این وضعیت كنار آمدید؟ آیا اذیت نشدید؟
به هر حال كار سختی است. برای اینكه نمایش «پسران آفتاب»، مدتی طولانی در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا می شده. بالطبع گروه بعد از مدت طولانی تمرین ها، حالااینكه به اجرا هم رسیده، به جنس انرژی های یكدیگر عادت می كنند، ولی وقتی كه قرار است جایگزین یا جابه جا بشویم، در بهترین شكل همه تطابق این انرژی ها زمانی می برد كه باید این كار را در مایكروفر انجام داد. من دو تا یك ساعت این نمایش را تمرین كردم (می خندد). یعنی دو روز و هر روز یك ساعت. خب نقش كوتاهی است اما با وجود كوتاهی، برای اینكه آدم با نقش و پارتنر و فضای كار رفاقت كند، فرصتی نداشتم. من شبیه عروسی بودم كه پشت پرده بله گفته، یعنی هیچ آشنایی با خانواده داماد و زندگی اش نداشتم. با این همه، بچه های گروه خیلی با انرژی های خوب از من پشتیبانی كردند تا این اتفاق بیفتد.

قبلابا این متن «نیل سایمون» آشنایی داشتید؟
این متن به ویژه سایمون را نخوانده بودم اما عموما نیل سایمون را می شناسم و فضای تیپیكال، كمدی و طنزش را می شناسم. فضای معمولاامریكایی- نیویوركی اش را خیلی خوب می شناسم.

اجرای قبلی «پسران آفتاب» در تئاتر شهر را هم ندیده بودید؟
(می خندد) نه، از نكات عجیب ماجرا همین بود كه روز اولی كه رفتم روی صحنه، نخستین باری بود كه داشتم اجرا را می دیدم. هیچ تصویر و تصوری نداشتم كه این اجرا چگونه است.

شكل تمرین های سیامك صفری در آن تمرین های فشرده یكی، دوساعته چگونه بود؟
از آنجایی كه سیامك سفری خودش بازیگر است، خیلی تلاش می كرد من را بیشتر به عنوان پارتنر كمك كند تا در مقام كارگردان و اصولانمایشنامه های نیل سایمون، نمایشنامه های بازیگر است تا كارگردان یعنی كاملانمایش های بازیگرمحور است. خیلی نمی شود در كارگردانی آن مانور عجیب و غریب داد. در واقع پادشاه نمایش، بازیگر است. سیامك هم در هدایت این صحنه، بیشتر به عنوان بازیگر یا پارتنر با من همراه شد. می خواست بگوید من هستم در صحنه و به تو كمك می كنم. سال های سال است كه سیامك را می شناسم، دوستیم و كارهایش را دنبال می كنم. تقریبا زبان یكدیگر را می فهمیم. مشكل درك و ارتباط و فهم مفهوم نداریم با هم.

با توجه به دیدگاه شما و در نظر داشتن این نكته كه «پسران آفتاب»، اولین تجربه كارگردانی آقای صفری است، به نظرتان سیامك صفری بازیگر بهتری است یا كارگردان موفق تری؟
به نظر من، سیامك بازیگر خیلی بهتری است. اگر قرار باشد میان بازیگران مرد تئاتر، پنج نفر را به عنوان بهترین ها بشمارم، حتما یكی از آنها، سیامك صفری است، ولی قطعا در پنج نفر اول كارگردان های من نیست.

در سه، چهار شبی كه تاكنون در تالار نیاوران اجرا رفته اید، استقبال چطور بوده؟
خیلی خوب. بدون هیچ بنر، تبلیغات یا چیزی كه آگاهی دهنده باشد به مردم كه اینجا دارد اتفاقی می افتد و نمایشی روی صحنه می رود، شگفت آور بود. مردم خیلی استقبال كردند. من گمان نمی كردم اصلاتماشاچی داشته باشیم، ولی داشتیم (می خندد).

ارتباط تان با نقش و بازی روی این صحنه چطور بوده؟ مشكل خاصی در اجرای نمایش نداشته اید؟
راستش شب اول خیلی استرس این را داشتم كه یادم برود…

میزانسن یا دیالوگ ها؟!
نه، میزانسن خیلی مهم نبود، چون میزانسن معمولاجزو بازی های بداهه است اما دیالوگ ها را خیلی نگران بودم كه یادم برود، چون بازی من در صحنه یی است كه دیالوگ ها در جواب یكدیگرند. اگر یكی اشتباه كند، نفر دوم باید یا خیلی مسلط باشد و متن را به نوعی درست كند یا اینكه گفت وگو از دست می رود و باید یك چیز جدید درست كنند. من خیلی نگران بودم كه آیا دارم دیالوگ ها را می گویم یا نمی گویم؟! (می خندد!) فكر می كردم الان در این لحظه باید چه بگویم؟ این خیلی برایم مهم بود. تمام دغدغه ام در شب اول اجرا این بود. شب دوم كمی خیالم از دیالوگ راحت شده بود. ترسم ریخته بود كه خب، حالاتو دیشب را گذراندی و چیزی را از دست ندادی. حالامی شود آرام آرام رفت سراغ اینكه چگونه این نقش را بازی كرد. (می خندد!)

آقای صفری از بازی شما در شب اول راضی بود؟
بله، البته برای اینكه مطمئن تر متوجه این نكته بشویم، باید به دل سیامك رفت. برای اینكه به هر حال به عنوان كارگردان و مِهر كارگردانی، عموما خیلی خوب است اما حقیقت این است كه آسان ترین نقش های دنیا را هم نمی شود با دو ساعت تمرین و یك بار اجرا بگویید همین است. باید با نقش رفاقت كرد گوشه های پنهان و زاویه هایی را كه جلو چشم نیستند، كشف كرد، حتی اگر نقش به نظر خیلی آسان بیاید.

وقتی آقای صفری شما را برای بازی در این نمایش فرا خواندند، اولین چیزی كه شما را برای پاسخ مثبت و پذیرفتن این دعوت ترغیب كرد چه بود؟ متن سایمون یا كارگردانی و حضور خود سیامك صفری؟
خب اولین جذابیت كار، خود سیامك بود، به خاطر رفاقت چندین ساله یی كه داشتیم، یعنی به این فكر كردم كه الان سیامك فرصت كمی دارد و می خواهد كارش را دوباره روی صحنه ببرد و باید یك نفر را جایگزین كند. این برای من نكته اول بود كه به آن فكر كردم. خودش می گفت «تو برای دوره نوشین هستی؟» گفتم فقط باید از بهاره رهنما اجازه بگیرم! می گفت «این رفتارها در نسل جدید از بین رفته. كسی از این اخلاقیات ندارد»! گفتم من در این زمینه ها متاسفانه زیادی آدم قدیم و نخ نمایی هستم و برای من مهم است.

من هنوز اجرای «پسران آفتاب» را در نیاوران ندیده ام. چقدر در شكل بازی تان، سعی كردید نقش پرستار را به شكل امریكایی و آنچه مد نظر نیل سایمون بوده، اجرا كنید یا چقدر جنس تجربه نمایش های ایرانی مثل آخرین تجربه صحنه یی تان، نمایش سنتی «مَلی» را وارد كار كردید؟
به طور قطع و یقین، در این نمایش اصلابارقه های سنتی وجود ندارد و بی شك پر از چیزهایی است كه از «مهشاد مخبری» هست. به خاطر همان زمان كم، یعنی فقط برای اینكه نقش را نجات بدهم و آن چرخ، بچرخد، آن چیزی را كه در جیب هایم داشتم، درآوردم. خلق كار تازه در سه جلسه اجرا ممكن نیست. این نگاه كه چقدر نقش یا فضای صحنه و نمایش، امریكایی هست یا نیست، الان به قول آقای بیضایی كه همیشه می گفت «هیچ وقت اولین چیزی كه به ذهن تان می رسد، بهترین نیست، ولی خیلی وقت ها، اولین درست ترین هست.» آن چیزی كه در ابتدا به نظرم رسید تصور این نكته بود كه آیا بازی ام درست است یا حداقل بازی غلطی نیست. این برایم خیلی مهم بود كه اگر درستش را پیدا كنید، می توان به تدریج خوب ترش كرد، ولی اگر نادرست باشد، خوب بودنش هیچ دردی را دوا نمی كند.




Copyright 2007 - 2016
بستن پنجره