تماس با مدیر
دوشنبه, ۱ خرداد , ۱۳۹۶


عکس های فریبا نادری و مادرش و آرزوی زیبایش

فریبا نادری بازیگر کشورمان با انتشار عکسی از مادرش, برای تمام مادر ها آرزوی سلامتی کرد.

این بازیگر ۳۲ ساله نوشت :

عمرم، نفسم، برکتِ زندگیم، هر روزی که هستم، به برکت حضورِ توِ

فرشته بدونِ بالِ خدایی، از ته وجودم دوستت دارم و سلامتیت برام دنیا دنیا جای شکر داره

مامانِ قشنگم الهی همیشه باشی

خدا همه مادرها رو حفظ کنه و روح همه مادرهای اسمونی شاد

فریبا نادری و مادرش

عکس های فریبا نادری  و بوسه بر صورت مادرش

فریبا نادری متولد ۱۳۶۳ ، بازیگر و مدیر بازرگانی ایرانی است. فریبا نادری به طور اتفاقی وارد عالم بازیگری شد، او با سریال «مروارید سرخ» معرفی شد و با سریال «گل بارون‌زده» باعث شد که اهالی سینما روی بازی او حساب ویژه ای باز کنند. او به جز بازیگری به خانه داری به ویژه آشپزی علاقه ویژه ای دارد و هرگاه که در منزل است، وقت خود را صرف آشپزی می‌کند.

تولد : سال ۱۳۶۳
ملیت : ایرانی
همسر : مرحوم مسعود رسام
بازیگوش و شیطون

فریبا نادری می‌گوید: در سال ۱۳۶۳ به دنیا آمدم، از بچگی عاشق بازیگری بودم و بزرگ‌ترین آرزویم این بود که جای قهرمان فیلم‌هایی که دوستشان دارم، قرار بگیرم، اما پدر و مادرم مخالف بودند و سختگیری می‌کردند تا من به درس و مشقم بیشتر توجه داشته باشم.

در دوران کودکی بسیار شیطون و بازیگوش بودم، از آنجایی که با برادرم حمید رابطه بسیار خوبی داشتم، تمام روز با او بازی می‌کردم و به همین خاطر شیطنت‌هایم هم پسرانه بود. من حتی یک عروسک هم نداشتم و بهترین اسباب بازی من توپ «چهل تیکه» بود، یادم می‌آید که با بچه‌های محل، کوچه را می‌بستیم و هفت سنگ یا فوتبال بازی می‌کردیم.
زمانی که در دوران راهنمایی تحصیل می‌کردم، به طور اتفاقی به من پیشنهاد اجرای برنامه «نیمرخ» داده شد، اما مادرم مخالفت کرد. از این حکایت چند سالی گذشت تا اینکه یک روز با دوستم که گریمور بود برای تست به دفتر «مسعود رسام» رفتیم، آن روز وی با تست بازیگران برای سریال «مروارید سرخ» مشغول بود، من هم غافل از این ماجرا نشسته بودم تا اینکه از اتاق شان آمدند بیرون و گفتند نوبت شماست. گفتم من برای تست بازیگری نیامده‌ام، دوستم آمده است… او به من گفت: حالا که آمدی بیا تست بده… آن روز خوش‌شانس بودم و در تست قبول شدم، اما می‌دانستم که خانواده‌ام مخالفت خواهند کرد.

در قراردادم شرط کردم که خانواده ام هم باید پشت صحنه بیایند و گروه مروارید سرخ هم پذیرفتند. با این شرایط باز هم مادرم مخالفت کرد، اما سرانجام متوجه شد که علاقه من به بازیگری وصف‌ناپذیر است و نمی‌توانند مقابل علاقه‌ام ایستادگی کنند و این شد که به بازیگری روی آوردم و در حال حاضر هم در سریال «غیرمحرمانه» ایفای نقش می‌کنم و خوشحالم که مردم هم از آن استقبال کردند. مادرم هم از این نقش خوشش آمده است.
گرافیک خواندم
رشته تحصیلی‌ام، گرافیک رایانه‌ای بود، اما می‌خواستم زودتر به هدف‌هایم نزدیک‌ شوم. من با کار بازاریابی شروع کردم، البته به علت بازیگری نمی‌توانستم تمام وقت کار کنم. کار سختی بود، طرف‌های مذاکره من اغلب مدیران باتجربه شرکت‌های بازرگانی بودند، خوشبختانه الان در سمت مدیریت بازرگانی شرکتی بزرگ مشغول به کار هستم، طی این مدت به این نتیجه رسیدم که بیشترین نیاز مشتریان، کار خوب و درجه یک است و بهتر است به جای توجیه، از دقت در اجرای کارها استفاده کرد.






Copyright 2007 - 2017