| جدید ترین مطالب سایت | آخرین تاپیک های فروم |
20سال 20 روز 20 شاخه گل براي تو که بيستي افسوس که پيشم نيستتي
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دروغگو ، تو مگه نگفته بودي ستاره ي من فقط تويي ؟
حالا ميبينم اون بالا داري باعث درخشيدن بقيه ي ستاره ها هم ميشي !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شاخه گلت سالها بود در ميان دفترت خوابيده بود ، بي اجازت امروز بيدارش کردم !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در خلوت من نگاه سبزت جاريست! اين قست بي تو بودنم اجباريست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو با آواز خود شب را شکستي / ولي من بي دريچه مانده ام باز
هواي پر زدن هايم کجا رفت ؟ / ز ياران باز هم جا مانده ام باز . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خداوند ، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه هاي
بالا و والا را جستجو کنيم . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
قصه ها بر من گذشت تا بدانم کيستم / سرگذشتم هرچه بوده من پشيمان نيستم
من اگر سردار عشقم يا که پاکباخته ام / سرگذشتم را به دستان خودم ساخته ام . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم مي خواست سقف معبد هستي فرو مي ريخت پليدي ها وزشتي ها به زير خاک
مي ماندند ، بهاري جاودان آغوش وا مي کرد جهان در موجي از زيبايي و خوبي شنا مي کرد . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عاشقي مقدور هر عاشق نيست / غم کشيدن کار هر نقاش نيست . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نتوان ترک تو اي قبله دلها کردن / که محال است دگر مثل تو پيدا کردن . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بي وفايي کن وفايت ميکنند با وفا باشي خيانت ميکنند
مهرباني گر چه آيينه ي خوشيست مهربان باشي رهايت ميکنند . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بازي روزگار را نمي فهمم ! من تو را دوست دارم تو ديگري را ديگري مرا
و همه ي ما تنهاييم . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش واژه حقيقت آنقدر با زبان ما صميمي بود ، که براي بيان کردن "دوستت دارم"
نياز به قسم خوردن نبود . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
شهر آيينه دار ميشود با يک گل / پروانه تباه ميشود با يک گل
گفتند : نميشود ، ولي ميبينيد / يک روز بهار ميشود با يک گل . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم براي ديدنت چه شاعرانه لک زده / بلور قلب کوچکم ز دوزيت ترک زده !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هرچه که زيباست و لايق تقديم شما باد / غروب غم ها و طلوع شاديهايتان
آرزوي من است . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اکنون با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم مي زنم که با هر نفس
گامي به تو نزديک تر مي شوم . اين زندگي من است . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
زندگي را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذيري بي حرف
زندگي يعني جنگ ، تو بجنگ ، زندگي يعني عشق ، تو بدان عشق بورز . . .

