تماس با مدیر
یکشنبه, ۲۱ آذر , ۱۳۹۵

گفتگو با وحید طالب لو و همسرش فیلمنامه نویس پژمان 2 + تصاویر

وحید طالب لو و همسرش

 

ارتباط گرفتن با فوتبالیست ها اغلب کار سختی است. حتی برای مصاحبه کردن هم شاید انتخاب خوبی نباشند. حرفهایی که در مصاحبه می زنند و کارهایی که جلوی دوربین می کنند، خیلی وقتها سنخیتی ندارد با حرفهایی که دلشان می خواهد بزنند و چیزهایی که بهشان اعتقاد دارند.

یک وقت هایی رفتارها آنقدر مزورانه و سطحی است که دوست داری نشنوی، ترجیح می دهی قیدش را بزنی و مصاحبه نکنی. همیشه استثناهایی هم بوده و هست. می گویند قبلا تعدادشان بیشتر بوده و حالا دیگر انگشت شمارند. وحید طالب لو را دورادور می شناختیم.

می دانستیم خیلی اهل شلوغ بازی نیست. قبلا هم زیاد جنجال نداشته غیر از آن ماجرای حوله ای که توی دروازه اش می گذاشت و بعدها هم همان حوله برای اش ماجرایی شد.

شاید بیشتر به خاطر همسرش که کار نویسندگی می کند و اهل سینما و هنر است سراغ وحید رفتیم.

فکر کردیم ممکن است مصاحبه دونفره جالبی شود. از اینستاگرام خانم سوگل طالب لو می شد فهمید که وحید هم به سینما و فضاهای هنری علاقه دارد یا حداقل به خاطر او علاقه پیدا کرده. گفت و گوی ما، با خود وحید و فوتبال شروع شد.

اما جلوتر که رفت احساس کردیم با او می شود در مورد فراتراز فوتبال هم حرف زد. در مورد سینما، در مورد روابط انسانی گم شده لابلای شهرت و پول فوتبالیست ها، در مورد عشق، زندگی، در تمام مدت مصاحبه هیچ گاه احساس نکردیم حرفی که می زند منفعت طلبانه است، که برای خوشامد فلان مربی یا مدیر باشگاه است.

حتی وقتی از امیر قلعه نویی هم تمجید می کرد، لحنش تملق نداشت. بعد از هیچ کدام از سوال های ما مکث نکرد. دنبال کلمه و جمله خنثی نگشت. حتی هیچ کدام از حرفها را هم نگفت که ننویسید اگرچه بعضی های اش را نمی شد نوشت. تقریبا یک ساعت و چهل دقیقه با وحید و سوگل خانم که اصرار دارد نام خانودگی اش طالب لو باشد، حرف زدیم.

در لابی آپارتمانشان در ولنجک، سر ظهر، وسط بازی ژاپن با اردن. هر دو نفرشان خوشحال بودند، اگرچه می گفتند که روزهای سختی را گذرانده اند.

 اتفاق مهمی که افتاده بازگشت تو به استقلال است که با استقبال هوادارها هم رو به رو شده. خودت فکر می کردی بعد چهار سال دوری برگشتت با این استقبال رو به رو شود؟ خیلی از استقلال دور شده بودی و این بازگشت…

– بعد از استقلال من به شاهین بوشهر رفتم. آن سال، سال خوبی بود تا قبل از اینکه دستم بشکند. وقتی آن آسیب دیدگی سخت برایم اتفاق افتاد، طبیعی بود که بعضی شرایط تغییر کند.

من یک سال نتوانستم فوتبال بازی کنم و از شرایط دور بودم. بعد که آمدم کارم را خیلی با انگیزه آغاز کردم؛ تمرینات خوب، برنامه ریزی عالی، خودم هم از لحاظ روحی و روانی خیلی خوب بودم اما متاسفانه در راه آهن شرایطی برایم ایجاد شد که نتوانستم عملکرد لازم را داشته باشم.

چون کم بازی کردم و بازی به من نمی رسید و این زمان درست زمان اتفاقات مهم تمی ملی بود؛ جام جهانی و الان هم جام ملت ها.

در جریان جام جهانی چون من کمتر در دروازه تیمم قرار می گرفتم، مربیان تیم ملی حتی سه بار برای دیدن تمرینات من آمدند و به سرمربی تیم گفته بودند ما آمده ایم تمرینات وحید را ببینیم و اگر 4-5 بازی او در دروازه تیم قرار بگیرد ما او را دعوت می کنیم.

 این مربوط به چه زمانی است؟

– سال اولی که من در راه آهن بازی کردم یعنی فصل قبل ولی متاسفانه بازی به من کم رسید و من هم نتوانستم کارآیی لازم را نشان دهم. همه فکر می کردند آسیب دیدگی باعث شده من از شرایط ایده آلم دور شوم و دیگر آن وحید قدیم نیست؛ یکی از چیزهایی که خیلی مهم است و برای من جالب بود این بود که می گفتند سنش زیاد شده.

 تو از 16 سالگی وارد شدی و شاید به همین دلیل از نظر بعضی ها قدیمی شده ای.

– در یک دوره من و آقای معمارزاده همزمان در دروازه استقلال و پرسپولیس بودیم. میثاق را دروازه بان جوان می گفتند و من را دروازه بان باتجربه، درحالی که تفاوت سنی ما یک سال است.

 الان چند ساله ای؟

– 32 ساله هستم و فکر می کنم ایده آل ترین سن برای دروازه بانی 30 تا 35 سالگی باشد. مثلا دروازه بانانی مثل وندرسار و اشمایکل و الیور کان تا 39-40 سالگی بازی می کردند. قطعا چون من خیلی زود شروع کردم و همه رده های تیم ملی را هم در مرحله به مرحله آمدم این ذهنیت ناخودآگاه به وجود آمده که الان پیرم.

 خودت در این مدت فکر می کردی دوباره ممکن است شرایط تغییر کند؟

– اصلا هدفم همین بود و منتظر این فرصت بودم و همسرم خیلی از لحاظ روحی، روانی و انگیزه ای کمکم کرد و واقعا اگر ایشان نبودند شاید فوتبالم از بین رفته بود و خیلی شرایط فرق می کرد. شاید آن زمانی که دستم شکست و می گفتند دیگر وحید طالب لو فوتبالش تمام شد واقعا آن زمان فوتبال من تمام می شد.

شما چه زمانی ازدواج کردید؟

وحید: چهار سال پیش

سوگل: شش ماه قبل از آنکه آن مصدومیت برای وحید به وجود بیاید.

وحید: نه! حدود یک سال و نیم قبل از مصدومیت من!

 کی روش بازی تو را کجا دیده بود؟

– آقای گاسپار بازی من را دیده بود. ضمن اینکه من یک فصل کامل در شاهین بوشهر بازی کردم.

آن زمان کی روش بود؟

– بله در شاهین بوشهر نیم فصل اول ما کمترین گل خورده لیگ را داشتیم و در چند بازی اول صدرنشین بودیم. همان موقع آمدند با من صحبت کردند و حتی پاسپورتم را گرفتند که من از بوشهر به تهران آمدم تا وسایلم را جمع کنم و به اردوی تیم ملی بروم که اسامی اعلام شد و اسم من نبود بعدها یکی از کمک های تیم ملی که الان دیگر در تیم نیست به من جمله ای گفت و گفت به این دلیل تو حذف شدی.

می ترسیدند حضور شما حساسیت ایجاد کند؟

– بله. گفت می ترسند که روحیه دروازه بان اول تیم خراب شود. شما اگر دقت کرده باشی وقتی کارلوس کی روش به ایران آمد از تمام دروازه بان ها به نوعی تست گرفت و حتی تا گلر دوم و سوم تیم ها را هم دید. از ابراهیم میرزاپور که قبل از ایشان دروازه بان تیم ملی بود یا عباس محمدی تا جوان ترین که صادقی گلر دوم ذوب آهن بود همه را دید. فقط تنها کسی که از وقتی کی روش مربی تیم ملی شد ندیده بود.

من بودم و این به دلیل بعضی شرایط بود و آن زمان کمک مربی تیم دلیلش را به من گفت. خیلی از گلرها یک سری رفتارهای غیرطبیعی دارند؛ بعضی ها عصبی هستند و بعضی حاشیه زیاد دارند…

– دست شما درد نکند، الان می خواهید بگویید به تخته ما کم است؟!

نه می خواهم بگویم شما چرا این طور نیستید و شاید این از نظر بعضی ها ضعف باشد، چون انتظار دارند گلر بچه پررو باشد و اهل این باشد که خودش را نشان بدهد و بگوید من هستم! یا شاید این چیزی که می گویند یک استاندارد و معیار الکی است و شما این را دوست نداشتید.

– من این روشم را دوست داشتم و شاید به همین دلیل توانستم پیشرفت کنم شاید اگر من می خواستم از زور یا این چیزی که شما می گویید ببخشید پرروبازی استفاده کنم، پیشرف نمی کردم چون پتانسیل آن را ندارم.

هیچ وقت شما ندیده اید که مثلا در یک بازی بیست تا شیرجه بزنم و مدام خودم را روی زمین بیندازم چون این در توانایی من نیست.

بعضی ها کارشان قدرتی است بعضی ها فکری و بعضی ها استقامتی. در فوتبالیست ها هم همین است یکی سرعتی است یکی قدرتی یکی دوندگی اش زیاد است یکی سرزن است.

از فوتبالیست سرزن هیچ وقت نمی تواند توقع تکنیک بالا داشته باشی. شاید با او کار کنی کمی یاد بگیرد اما از او توقع چندانی نمی رود. من سعی کردم از همان پتانسیلی که دارم استفاده کنم.

 سختی این روش خلاف جریان آب شنا کردن است شاید اگر این طور نبود فرصت های بیشتری داشتی؟

– شاید خیلی راحت تر حرفم به کرسی می نشست.

خانم طالب لو نکته ای که وحید در مورد بحث شخصیتی گفت شاید در خانه خوب باشد اما بیرون برای شما آزاردهنده نیست؟

– سوگل: این مساله دوره ای خیلی من را آزار می داد که حتی وقتی علیه او هم مصاحبه می کردند، من می گفتم جواب بده و او می گفت نه، مرور زمان خودش نشان می دهد. من خیلی حرص می خوردم چون وحید خیلی درون گراست و من به شدت برون گرا هستم و اگر از کسی ناراحت شوم تسریع بروز می دهم. آن اوایل خیلی در مورد این موضوع با هم بحث می کردیم.

 قبل از ازدواج این روحیات وحید و این تفاوت را می دانستید؟

– سوگل: من با خواهر وحید دوست بودم ولی زندگی زیر یک سقف همه چیز را تغییر می دهد؛ البته یک جورهایی مکمل هم هستیم.

وحید: همان زمانی که در شرف ازدواج بودیم یک سری بحث ها درست کردند به خاطر قرآن و… واقعا متاثر شدم و یک جوری شده که اگر به آن شرایط برگردم که دیگر آن کار را انجام نمی دهم.

من فقط به این دلیل این کار را کردم که آن ذهنیت بد نسبت به فوتبال از بین برود که همه فکر می کنند این فوتبال فقط به قهقرا می رود و همه اش منفی است.

من احساس می کنم که فوتبال ما مریض است اما به یک مریض هر روز نباید بگویند تو مریض هستی، امروز کلیه ات از کار می افتد، فردا کبدت و… خب این فرد هیچ وقت خوب نمی شود. شما به یک بیمار باید نکات مثبت بگویید. این روحیه باعث می شود که او هر روز بهتر شود.

منظورت این است که از کارت پشیمانی یعنی دیگر قرآن با خود به دروازه نمی بری؟

– نه اعتقادات شخصی ام را برای خودم نگه می دارم.

 شاید از همان اول هم نباید این کار را می کردی.

– سوگل: من از همان ابتدا هم با این کار مخالف بودم و می گفتم اعتقادات شخصی ات را برای خودت نگه دار اما وحید می گفت من الگو هستم و کسانی که من را دنبال می کنند باید اعتقادات من را هم بدانند.

 فکر می کنم هیچ کس داخل آن حوله را ندید.

– چرا خیلی ها دیدند.

مردم تصویری را از آن دیدند که القا شد.

– سوگل: وقتی آن حرکت را وحید انجام می داد، معلوم بود داخل آن چیست.

وحید: نه اصلا حرکت مهم نیست شما از همه بچه ها بپرسید من با امیرحسین صادقی و خسرو هم اتاق بودم آنها این قرآن را به زمین می آوردند و می بوسیدند، چندین بار سیاوش اکبرپور این قرآن را آورد. اصلا بعد آن صحبت هایی به وجود آمد که من خودم تعجب می کردم یامثلا در کرمان با مس بازی داشتیم قرآن را از پشت دروازه برداشتند من از بچه های شبکه سه و برنامه 90 قرآن گرفتم و گذاشتم.

چه کسی برداشت؟

– یکی از توپ جمع کن ها. بعد در بوق و کرنا کردند که در آن سر خروس بود بعد سرپرست مس مصاحبه کرد و گفت فقط یک قرآنن فیس در این حوله بود. ما در شرایطی رفتیم پیش حضرت آیت الله بجهت ایشان به من سفارش کردند که قرآن همیشه همراهت باشد ایشان که نمی دانست من دروازه بان هستم من فقط به این دلیل که یک الگو باشم این کار را انجام می دادم چون الان متاسفانه بیشتر به عنوان سمبلیک از قرآن استفاده می کنیم؛ مثلا سال تحویل درسفره هفت سین می گذاریم یا موقع ازدواج در سفره عقد. من نمی خواستم شو بدهم، فقط می خواستم این نگاه را نسبت به فوتبال و فوتبالیست ها تغییر دهم ک دیدم تنهایی نمی توانم و آن جو مسموم تر از این حرف هاست.

البته در بلندمدت حرف شما ثابت شد!

– بله من همان زمان گفتم زمان خیلی چیزها را ثابت می کند. الان هم روی حرفم هستم. چطور آن موقع من در کمیته انضباطی همه جوره محکوم شدم؟ آقای تاج و آقای شریفی و آقای مجید بصیرت و آقای آشتیانی آن زمان در جلسه من شرکت کردند و من حتی تیم ملی را هم به همین دلیل از دست دادم.

اگر اشتباه نکنم آن زمان در اردوی کره جنوبی بودیم. آقای قطبی به منگفت از شکایت صرف نظر کن. گفتم، آقای قطبی ازتون خواهش می کنم. گفت، نه به خاطر من! با مربی گلرهای تیم ملی آمده بودند و اگر اشتباه نکنم رحمان احمدی هم اتاقی من بود. گفتند، به خاطر ما و به خاطر مسائل تیم ملی! چون می دانستند که محکومیتش 6 ماه تا 2 سال است.

من در جواب گفتم چون شما سرمربی من هستید، من از طرف خودم و از حق خودم می گذرم اما نمی توانم از حق خانواده ام بگذرم چون دقیقا در آن مقطع من در شرف ازدواج بودم وقتی خانواده ای می خواهند با ما وصلت کنند و شناخت خاصی هم از ما ندارند، با آن هجمه و فشار چه فکری در مورد من می کنند؛ بعد پدر و مادر من که سال های زیادی زحمت من را کشیده و با نان حلال من را بزرگ کرده اند با این شرایط چه فکری در مورد تربیت من می کنند.

سوگل: هرکس از فامیل در مورد خواستگاری وحید از من می دانست از من سوال می کرد، داستان آن حوله چی بود و این خیلی من را آزار می داد.

کله خروس را به خانه نیاوردند؟

– وحید: من دنبال فریزر می گشتم کله خروس را در آن بگذارم!

سوگل: واقعا همین کلمه کله خروس خیلی من را اذیت می کرد، کابوسم شده بود.

وحید: خیلی داستان چیپی بود؛ مگر دوران جاهلیت است؟

 البته هست شاید جنس شما این نباشد در همین فوتبال الان خیلی ها دنبال این چیزها هستند.

– من بحث بودن و نبودنش را ندارم. بحث من این است که وقتی یک نفر می خواهد به خواسته اش برسد هر چیزی را وسیله نکند. آن زمان من فقط یک جمله گفتم و سکوت کردم تا اینکه همین چند وقت پیش صحبت هایی شد که معلوم شد کار خودشان بوده و خودش هم باعث شده این حرف ها پیش بیاید.

من واقعا تعجب می کنم چطور مثلا می تواند هم زمان هم توپ را بگیرد و هم آن ذکر را بگوید؟ مخصوصا مردها که اصلا نمی توانند دو کار را با هم انجام بدهند. برای خود من هم سوال بود.

 خانم طالب لو! پیشنهاد ورود به زندگی یک فوتبالیست خیلی جای فکر دارد، اولا خیلی درباره فوتبالیست ها خوب نمی گویند و از طرفی هم شهرت تبعاتی منفی هم دارد. شما سبک و سنگین کردید به چه نتیجه ای رسیدید؟

– سوگل: من به دلیل آشنایی که با خواهر وحید داشتم هشت سال وحید را خوب می شناختم و وقتی به من پیشنهاد ازدواج داد که من کارهای تحصیلم را می کردم که از ایران بروم و دچار یک دوگانگی شدم و با مشاورم صحبت کردم. او راهنمایی ام کرد، بعد از آن با پدر و مادرم مشورت کردم.

پدرم در زندگی من تاثیر زیادی داشت و همیشه هم به من گوشزد می کرد که آدمی موفق است که بتواند خودش را با شرایط زندگی وفق دهد. تو حالا انتخاب کن! که من در نهایت به این نتیجه رسیدم که می خواهم با وحید ازدوج کنم.

 پسر به این خوبی این همه تردید داشت؟

– سوگل: ازدواج مقوله ای است که خیلی باید در مورد آن فکر کرد وگرنه خود وحید که… پدرم به من می گفت اگر هرکسی دیگری غیر از وحید بود، این اجازه را به تو نمی دادم.

وحید: این اولین مصاحبه ای است که در این سال ها من و همسرم با هم شرکت کرده ایم.

 داستان رفتن تان به کجا کشید؟

– سوگل: کنسل شد.

 الان پشیمان نیستید؟

– سوگل: اصلا. خیلی هم خوشحالم که مانده ام. سختی های بعد از این ازدواج چی بود؟

– وحید: بحث اینکه وحید طالب لو شاید کمی متفاوت تر از بقیه فوتبالیست ها به چشم آمد، به دلیل حضور همسرم بود چون من قبل از ازدواج هم فقط به ایشان فکر می کردم و تصمیمم را برای ازدواج با ایشان گرفته بودم و این جوری نبود که هر روز با یک نفر باشم و این تفاوت من با دیگران بود که باعث می شد آن نگاه منفی به من نباشد. اینکه فرد هر روز با یک نفر باشد، شخصیت آدم را زیر سوال می برد.

سوگل: زمانی که ما ازدواج کردیم درست زمانی بود که وحید شرایط خیلی سختی داشت و به او گفته بودند باید از تیم برود.

 شما وارد زندگی وحید شده بودید و فضای فوتبالی زندگی او را پذیرفته بودید، به همین دلیل آن اتفاق برای شما هم سخت بود؟

– سوگل: به نظر من آن اتفاقات در اوایل زندگی برای من و وحید رخ داد تا الان که من و وحید اینجا کنار هم هستیم قدر هم را بیشتر بدانیم و می دانیم که چه سختی هایی را پشت سر گذاشته ایم.

من و وحید سختی هایی را پشت سر گذاشته ایم که حتی پدر و مادرهای مان هم نمی دانند چون بالاخره پدر و مادر هستند و نمی خواستیم آنها را اذیت کنیم.

بعد از استقلال و تا زمانی که وحید به شاهین بوشهر برود شما مشکل مالی نداشتید؟

– وحید: مشکل مالی هم بود من منبع درآمد نداشتم و خیلی شرایط سختی بود. شاید به جرات بتوانم بگویم که در این دو سه سال ما به اندازه بیست سی سال تجربه کسب کردیم و این نکته مثبت قضیه است که شاید در آینده از فرصت ها و شرایط مان به نحو بهتری استفاده کنیم.

متاسفانه ما فوتبالیست ها چون همیشه در وسط جریان مسابقات هستیم، خیلی نمی توانیم از بیرون به این قضیه نگاه کنیم.

سوگل: من فراموش نمی کنم شب هایی که استقلال به وحید گفته بود برای فصل بعد تو را نمی خواهیم. شاید یک هفته وحید اصلا شب ها نمی خوابید. می رفت لباس های استقلالش را جمع می کرد و می گفت اینها دیگر به دردم نمی خورند.

 چه چیزی گفته بودند؟

– همان سال که آقای مرفاوی مربی بود و من تا هفته دهم با سه گل خورده کمترین گل خورده را داشتم و تیم هم باخت نداشت، بعد یک سری مسائل به وجود آمد که نمی خواهم آنها را باز کنم.

ترتیبی دادند که من بیرون باشم و تیم ما بازی دو هیچ برده را 3-2 به استقلال اهواز در استادیوم آزادی باخت چون تیمی پشت من نبود که بخواهد حق من را بگیرد و من خودم برای گرفتن حقم تلاش می کردم شاید به مذاق بعضی ها خوش نمی آمد و برای وحید طالب لو بد می شد ولی بقیه این طور نبودند.

شاید هم این ایراد من بود. سالی که از استقلال جدا می شدم آقای مظلومی و آقای فکری و فریبا مربی استقلال بودند همان سالی که تقریبا همه از استقلال رفتند.

به من گفتند بمان می دانیم سال گذشته در حق تو اجحاف شده امسال بمان و به ما کمک کن. با بچه ها صحبت کن شما بزرگ ترهای تیم هستید من هم خودم از ته قلبم استقلال را دوست داشتم و در تیم ماندم. اما شرایط بدتر از قبل شد و در پایان هم گفتند تو نباید بمانی چون گلر جدید تیم تمایلی به حضورت ندارد.

اینستاگرام شما با نام سوگل طالب لو است. این استفاده از برند همسر خیلی در کشور ما رسم نیست، دلیل شما برای آن چیست؟

– وحید: به این دلیل است که من خودم بیشتر این طور دوست دارم.

سوگل: طرز تفکر من از قبل از ازدواج همین بود حالا چه همسرم معروف بود یا نبود من حتما فامیلی همسرم را بر می داشتم. برعکس خیلی خانم ها که اصلا دوست ندارند و حتی شده من را به دلیل این موضوع دعوا کنند.

 

صفحه اینستاگرام شما خیلی جذاب است وحید را آنجا بیشتر از رسانه ها می توان دید خودت اصلا اینستاگرام داری؟

– وحید: بله دارم ولی به این جذابیت نیست. شاید بخشی به همان بحث درون گرایی و برون گرایی بر می گردد و بخشی هم به توانایی همسرم در نوشتن که اصلا در توان من نیست ولی ایشان این استعداد ذاتی را دارد شاید باورتان نشود من از خیلی از مطالبی که ایشان می نویسند و بعدا می خوانم خیلی انرژی می گیرم و خیلی کمکم می کند و حس خوبی به من می دهد.

سوگل: من آن ویدئویی که وحید در برنامه 90 به عنوان بهترین پنالتی گیر ایران انتخاب شد را نداشتم به سختی آن را پیدا کردم و متنی زیر آن نوشتم که می دانستم خیلی به آن احتیاج دارد چون خیلی شرایط روحی خوبی نداشت. بعد به من گفت آن مطلب خیلی به من کمک کرده و روحیه داده.




Copyright 2007 - 2016
بستن پنجره