تماس با مدیر
چهارشنبه, ۱۷ آذر , ۱۳۹۵

ماجرای ازدواج زود هنگام خانم بازیگر زهره حمیدی

زهره حمیدی

 

بازیگری که در 16سالگی عروس شد!
در خانواده ای کاملا سنتی بزرگ شدم، به همین خاطر وقتی شانزده سالم بود، وقتی همسرم به خواستگاریم آمد خانواده ام پیشنهاد دادند، که با ایشان ازدواج کنم، من هم چون تابع خانواده ام بودم، جواب مثبت دادم.

بسیاری از افراد، ازدواج زودهنگام را به ویژه برای خانم ها مساوی با پااین پیشرفت کاری می دانند و تصورشان بر این است که این زن ها صرفا در خانه محصور می شوند، در حالی که زنان بسیاری بودند که روی این طرز فکر خط بطلان کشیدند و نشان دادند که می تواند هم در کار و هم در زندگی شخصی موفق بود.

نمونه این افراد «زهره حمیدی» است که در شازنده سالگی ازدواج کرد و در بیست و دو سالگی مادر چهار فرزند بود، اما پیشنهاد یک دوست باعث شد، او مسیر زندگی اش را تغییر دهد و وارد دنیای بازیگری شود، می پرسید چطور و چگونه، این مصاحبه را بخوانید تا به پاسخ تمام سوال های تان دست پیدا کنید، مصاحبه ای که بارها شما خواستید با ایشان انجام دهیم، چرا که خاطرات زیادی از ایشان داریم…

در 16 سالگی عروس شدم
در خانواده ای کاملا سنتی بزرگ شدم، به همین خاطر وقتی شانزده سالم بود، وقتی همسرم به خواستگاریم آمد خانواده ام پیشنهاد دادند، که با ایشان ازدواج کنم، من هم چون تابع خانواده ام بودم، جواب مثبت دادم و پس از مدتی هم، فرزندانم به دنیا آمدند. خوشبختانه همسر بسیار خوبی دارم و کمک حال من در تمام مراحل زندگی است.

مربی مهدکودک بودم
هیچ وقت دلم نمی خواست خودم را محصور کنم و بعد از ازدواجم، تنها به «خانه داری» اکتفا کنم، به همین خاطر تصمیم گرفتم، مربی مهدکودک شوم، سر کار داشتن با بچه ها برایم جذاب بود، به ویژه این که این تنها شغلی بود که می توانستم بچه هایم را با خودم ببرم و از کنار هم بودن، لذت ببریم.

با وجود 4 بچه بازیگر شدم
اگر تا سال 68 کسی به من می گفت بازیگر می شوی؟ باور این موضوع برایم سخت بود، همانطور که اشاره کردم من در سن کم ازدواج کرده بودم و خیلی زود صاحب چهار فرزند شدم. اما خب از آنجایی که اکثر دوستانی که در آن مقطع داشتم نظیر «منیژه حکمت» از هنرمندان عرصه سینما و تلویزیون بودند، من را تشویق کردند تا وارد عرصه بازیگری شوم، من هم، بعد از مدتی تسلیم این وسوسه شدم و وارد این حیطه شدم… هرچند که در دوران نوجوانی در تئاترهای مدرسه ای حضور داشتم، اما با توجه به شرایط زندگی ام، هیچ گاه فکر نمی کردم بخواهم بازیگر شوم.

بچه هایم دوست ندارند بازیگر شوند
وقتی موضوع بازیگری را در خانه مطرح کردم، همسرم نه تنها با این تصمیم مخالفت نکرد، بلکه من را تشویق کرد که حتما این کار را انجام دهم. بچه هایم هم وقتی بزرگ تر شدند، از این که مادرشان بازیگر است خوشحال بودند، اما با وجود علاقه و کنجکاوی هایی که نسبت به بازیگری داشتند، دوست نداشتند خودشان وارد این حیطه شوند.

پسرم را کنار خودم حس می کنم
از دست دادن فرزند، تلخ ترین اتفاقی است که ممکن است برای یک خانواده رخ دهد، وقتی پسرم «حامد» را از دست دادم، حس کردم دنیا با همه بزرگی اش برایم کوچک شده است. خیلی ناراحت و دلشکسته شدم، اما سعی کردم با این موضوع به نوعی کنار بیایم و با خودم بگویم او پیش من امانت بوده و حالا این امانت را به خدا سپردم. من «حامد» را در کنار خودم حس می کنم، هرلحظه که راه می روم و نفس می کشم، او را در کنارم می بینم، وقتی این حس را دارم آرامش بیشتری پیدا می کنم.

دست پختم خوب است
اگر پای تعریف از خود نگذارید، باید بگویم دست پختم خوب است و هر کسی که خورده از آن تعریف کرده است منتهی در آشپزی کردن سعی می کنم بیشتر به سمت غذاهای سالم بروم، به همین خاطر معمولا غذاها را بخارپز می کنم. منتهی آن را به گونه ای طبخ می کنم که همه شیفته طعم آن می شوند.

مادربزرگ جوانی بودم
اگر به جوان های امروزی بگوییم کسی در 36 سالگی مادربزرگ شده، حتما برایش باورنکردنی است، چون این روزها سن ازدواج به شدت بالا رفته و جوان ها تازه در این سن و سال به ازدواج فکر می کنند. اما من در این سن و سال نوه اولم به دنیا آمد و زندگی من را شیرین کرد.

«احترام» ریشه موروثی دارد
متاسفانه این روزها احترام در بین خانواده ها و حرمت ها کمرنگ شده است… به نظرم ریشه خوشبختی در آرامش است و برای این که بسیاری از تنش ها در جامعه کم شود، باید از درون خانواده احترام به بزرگ تر، حفظ حرمت و جایگاه افراد به بچه ها آموزش داده شود.

شش ماه است که بیکارم!
شش ماه است که حتی یک پیشنهاد به من برای بازیگری نشده است. این در حالی است که تا پیش از این حداقل هفته ای یک پیشنهاد داشتم و من با فراغ بال از میان آنها، یک پیشنهاد را قبول می کردم، شرایط نا به سامانی که در سینما و تلویزیون به دلیل کمبود بودجه به وجود آمده، باعث شده که حجم تولیدات به شدت کاهش پیدا کند. آخرین کاری که من در آن حضور داشتم فیلم سینمایی «دریا کنار» به کارگردانی آرش معیری بود و بعد از آن، در هیچ اثر دیگری نقش آفرینی نکردم.

بعضی از بازیگران برای کار به ترکیه می روند!!
بیکاری در میان اهالی سینما و تلویزیون به قدری اپیدمی شده است، که اگر کسی سر کار باشد باعث تعجب دیگران است. این در حالی که بسیاری از هنرمندان ما بیمه نیستند و از ارگان و نهاد خاصی حقوق نمی گیرند و به همین دلیل، با مشکلات مالی زیادی دست و پنجه نرم می کنند.

بعضی از همکاران ما دیگر از پس اجاره شان بر نمی آیند و همین موضوع باعث شده، برخی از بازیگران ما برای بازی به کشورهایی نظیر ترکیه بروند!! تا بلکه از این طریق بتوانند گذران زندگی کنند. این موضوع برای کشوری نظیر کشور ما واقعا مایه نگرانی است، چرا که باعث بحران مالی و باعث کوچ هنرمندان شده است و مسئولین ما باید به این امر رسیدگی کنند.

ورزش کردن در سن میانسالی، واقعا کمک کننده است و به نوعی سلامت این گروه سنی را تضمین می کند، به همین خاطر همیشه سعی می کنم، در زندگی ام برای ورزش کردن وقت بگذارم و در برنامه روزمره ام، پیاده روی همیشه قرار دارد.



Copyright 2007 - 2016
بستن پنجره