تماس با مدیر
چهارشنبه, ۱۷ آذر , ۱۳۹۵

شبی همسرم از من خواست با زن دیگری بیرون بروم

از من خواست با زن دیگری بیرون بروم

 

	شبی همسرم از من خواست با زن دیگری بیرون بروم!

«كلید اسرار زندگی» گردآوری محسن تیموری شامل آثار داستانی حكمت‌آمیزی است كه از كتاب‌هایی فلسفی و دینی استخراج و به زبانی داستانی و ساده بیان شده‌اند.

این كتاب از فصول مختلفی تشكیل شده و بخش اول آن شامل داستانك‌های حكمی و یك صفحه‌ای و شامل سخنان و پندهای بزرگان علم و ادب فارسی است كه در هر كدام، راه‌هایی متفات برای ابراز عشق، پشتكار، استقامت و روش‌هایی خلاقانه‌تر برای رودررویی با ظرایف و مراحل مختلف زندگی بیان شده است.

این داستان‌ها هر كدام بر اساس موضوعیت مورد نظر نویسنده بازآفرینی شده‌اند و هر یك درصددند تا مضمونی معنوی و رازآمیز را درباره زندگی با تمثیلی خلاقانه در فضای یك داستان ساده بیان كنند. این موضوعات كه همگی در موقعیت‌های ملموس اجتماعی، فردی و خانوادگی مشاهده می‌شوند، از زندگی پیرامون گزینش شده‌‌اند و برای مخاطب آشنایند.

«شما دو انتخاب دارید»، «با آن‌هایی كه دوست دارید، چطور رفتار می‌كنید؟» و «شبی همسرم از من خواست با زن دیگری بیرون بروم» نام برخی داستان‌های این كتابند.

در یکی از داستان‌های جذاب کتاب «کلید اسرار زندگی» می خوانیم:

شبی كه همسرم از من خواست كه با زن دیگری برای شام بیرون بروم … ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا” دیده نمی شوند و یـا لمس نمی گردند، بلكه در دل حـس می شوند.
لطفا” به این ماجرا كه دوستم برایم نقل نموده توجه نمائید.
او می گفت كه پس از سالها زندگی مشترك، همسرم از من خواست كه با زن دیگری بـرای شـام و سینما بیرون بروم، زنم گفت كه مرا دوست دارد، ولی مطمئن است كه این زن هم مرا دوست دارد. و از بیـرون رفتن با من لذت خواهد برد. زن دیگر كه همسرم از من می خواست كه با او بیرون بروم مادرم بود كه 19 سال پیش بیوه شده بود ولـی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود كه من فقط در موارد اتفاقی و نامنظم به او سر بزنم . آن شب به او زنگ زدم تا برای شام و سینما بیرون برویم.

مادرم با نگرانی پرسید كه مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود كه با یك تماس تلفنی شبانه و یـا یـك دعوت غیر منتظره را نشانه یـك خبر بـد می دانست. به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود اگر ما امشب با هم باشیم. او پس از كمی تامل گفت: كه او نیز از این ایده لذت خواهد برد.آن جمعه پس از كار وقتی بـرای بردنش می رفتم كمی عصبی بودم.وقتی رسیدم دیدم كـه او هم كمی عصبی بود كتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع كرده بود و لباسی را پوشیده بود كه در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین می شد گفت كه به دوستانش گفته امشب با پسرم بـرای گـردش بیرون می روم و آنـها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند. ما به رستورانی رفتیم كه هر چند لوكس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بـود كه گویی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینكه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم.

چاپ سوم کتاب «کلید اسرار زندگی» گردآوری «محسن تیموری» 302 صفحه است و با قیمت 14000 تومان به وسیله نشر «آموت» منتشر شده است.




Copyright 2007 - 2016
بستن پنجره