تماس با مدیر
شنبه, ۱۳ آذر , ۱۳۹۵

حادثه شوم در شب عروسی

شب عروسی

حادثه شوم در شب عروسی

امیر، ماشین گل زده را از گلفروشی گرفت و راهی آرایشگاه به دنبال عروس خانم شد. صدای ضبط را بلند کرده بود و در حال و هوای خودش بود که ناگهان پیرزنی را مقابل خود دید. سریع پایش را روی پدال فشرد اما خیلی دیر شده بود و وقتی به خودش آمد پیرزن غرق در خون روی زمین افتاده بود. با کمک راننده خودروهای عبوری پیرزن را سوار ماشین کرد و به بیمارستان رساند. وقتی شنید پیرزن جانش را از دست داده، شوکه شد که سردی دستبند را بر دستانش احساس کرد.

مهمانان منتظر او در تالار بودند و امیر در بازداشتگاه، حسرت یک لحظه اشتباه خود را می خورد. بیش از یک سال است «امیر» در زندان به سر می برد و خانواده پیرزن به هیچ عنوان حاضر به گذشت نیستند.

مرد جوان که 21 سال بیشتر ندارد، با مرخصی از زندان به ستاد دیه کشور آمد تا شاید با کمک خیرین و این ستاد بتواند از زندان آزاد شود.

امیر در حالی که تمام آرزوهایش را بر باد رفته می داند، گفت: همه چیز در عرض چند ثانیه رخ داد. سرعتم کم بود اما پیرزن در یک لحظه مقابل قرار گرفت. سریع ترمز کردم اما دیر شده بود.روال زندگی ام خیلی زود به سمت سیاهی رفت. یک سال از این حادثه می گذرد و روزها را در زندان سپری می کنم اما افسوس هیچ سودی ندارد و زندگی ام را باختم!

پس از بررسی وضعیت مرد جوان با درخواست او در ستاد دیه موافقت شد و او با پرداخت دیه از سوی ستاد دیه، آزاد شد.




Copyright 2007 - 2016