تماس با مدیر
جمعه, ۱۹ آذر , ۱۳۹۵

بیوگرافی بهاره کیان افشار

بهاره کیان افشار

بیوگرافی بهاره کیان افشار

بهاره کیان افشار از بازیگران تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است. وی بازیگری را به طور حرفه ای از سال 1383 با بازی در مجموعه تلویزیونی کلاه پهلوی (در نقش «شادی مستشارنیا») آغاز کرد.

خانواده سبز: بهاره کیان افشار از بازیگران تئاتر، سینما و تلویزیون ایران است. وی بازیگری را به طور حرفه ای از سال 1383 با بازی در مجموعه تلویزیونی کلاه پهلوی (در نقش «شادی مستشارنیا») آغاز کرد. کیان افشار ترانه سرایی قطعه های «تو هستی»، «زمونه»، «دیگه آروم نمی گیرم»، «خداحافظ» در آلبوم «روی دیگر» با صدای بهرام رادان را به عهده داشته است. نماهنگ قطعه «تو هستی»، در سال 1392 منتشر شد.

هیچ کجا هیچ کس بعد از فیلم «شیرین» عباس کیارستمی و «گناهکاران» فرامرز قریبیان، سومین فیلم سینمایی است که او بازی کرده. لحظه اول که با او برخورد می کنی او را مغرور یا سرد می یابی. شاید چون نمی خواهدس ریع به همه اعتماد کند. کمی که می گذرد و با تو آشناتر می شود پی می بری که چقدر دوست داشتنی و راحت و صمیمی و البته در گفتارش رک و بی پرواست اما در عین حال مراعات حریم اجتماعی را در گفتار دارد. با او درباره هیچ کجا هیچ کس به گفتگو پرداختیم.

حکایت کلاه پهلوی

در ابتدا به ما گفتند مدت طول پروژه حداکثر یک سال و نیم است که همان هم به نظر زمان زیادی می آمد، وقتی وارد کار شدیم مشکلات و توقف های مابین کار به صورت مرحله مرحله پیش رفت و اتفاقات پیش بینی نشده مثل عدم تامین بودجه، عدم هماهنگی زمان های آزاد سایر بازیگران و حضور دستجمعی آنان در صحنه های پر پرسوناژ، مشکلات تولیدی مثل آماده نشدن لوکیشن ها و دکورسازی در آنها و مشکلات حفظ تناوب زمانی در فصول مختلف و غیره برایش رخ داد. فیلمنامه کلاه پهلوی را که خواندم آنقدر جذاب بود، کارکترها و نقش ها در آن خوب تعریف شده بو، اتفاقات جالب بود و الته کاراکتر «شادی مستشارنیا» سرشار از کشش و جذابیت بود که قبول کردم. البته من چیزهای زیادی از این کار یاد گرفتم و حضور و همراهی بزران در این کار برایم بسیار با ارزش و پربار بود. البته با وی به طور مفصل در رابطه با پروژه «کلاه پهلوی» به گفتگو پرداختیم که آن گفتگو را به زودی به چاپ می رسانیم.

در هیچ کجا هیچ کس چه نقشی را ایفا می کنید؟

– در هیچ کجا هیچ کس، نقش دختری به نام یلدا را دارم. یلدا درگیر شرایط بد و نا بهنجاری است که به او تحمیل شده ولی در نهایت به خاطر ذات پاک وجودی اش مسیرش را خود انتخاب می کند. او به خاطر همسرش و کودکی که آبستن است در ارتکاب به یک جرم همدستی می کند اما هر چه بیشتر می گذرد نمی تواند خود را مجبور به ادامه این راه کند و با اولین نشانه ای که اتفاق می افتد تصمیم می گیرد و راه خود را جدا می کند، که من این شخصیت را ستایش می کنم و دوست دارم.

او دختری است که به درست بودن اعتقاد دارد، تا جایی که در حین ارتکاب خلاف هم سعی می کند انسانی رفتار کند. مثلا اینکه نگران وضعیت گروگانی است که گرفته اند و حتی در جایی هم به او کمک می کند که راحت تر فرار کند یا وقتی که به زن باردار در جاده کمک می کند و این رفتارها برای ما یلدا را از دیگر خلافکاران متمایز می کند.

یلدا برایت چطور به وجود آمد و چطور با آن کنار آمدی؟

– یلدا هم کسی بود چون هزاران شخصیت و انسان هایی که اطرافمان هستند. یکسری ویژگی هایی داشت که برای من قابل درک بودو یکسری ویژگی هایی بود که باید درون او می شناختم.

بخشی از عواطف در همه انسان ها مشترک است مثل حس آنها به فرزند، همسر و خانواده شان و سایر چیزها که بخشی از آن را می توان شناخت و درک کرد، بخشی از آن را هم باید تحقیق کرد و پرسید تا بتوان موقعیت خاصی را که به او تحمیل شده، بررسی کرد و به او نزدیک شد.

این فیلم، مخاطب را وادار می کرد که خود را جای تک تک شخصیت ها بگذارد و بین خود و آن شخصیت قضاوت کند. نظر شما در این مورد چیست؟

– من شخصیتی که در این کار بیشتر از همه شناختم و باورش کردم «یلدا» بود، حتی اگر خودم آن را بازی نکرده بودم. برای اینکه رفتارهایش انسانی تر بود. بعد از آن پدرش را قبول داشتم چون او هم با همه خشونتش ذاتا آدم درستی است، مثلا هرگز قصد کشتن مهران را نداشت. فقط نگران دخترش بود و دوست داشت با اصول شخصیتی خودش با آداب و رفتار نظامی که بلد بود فرزندش را تربیت کند. او آدم خوب و درستی است فقط سختگیر است. ولی مهران و داود و مرجان برای من قابل توجیه نبودند. فقط داستان زندگی و شخصیت هایشان آموزنده بود.

موضوعات و اتفاقات این فیلم چقدر در جامعه ملموس است؟

– نمونه های مختلفی وجود دارد، ممکن است همه ما افرادی مثل یلدا را دیده باشیم. این دختر به واسطه شرایط سختی که در خانواده اش به او تحمیل می شود باور این عشق برایش به نوعی یک راه فرار از شرایط قبلی زندگی است. یلدا دختری نبود که درگیر رابطه های زیاد و مختلفی باشد و شاید داود اولین فردی است که در زندگی یلدا آمده و یلدا شیفته او شده.

شما که در شروع کارتان تجربه های بزرگی در تلویزیون و سینما و تئاتر داشتید، دغدغه کاری آینده تان در کدامیک بیشتر است؟

– سینما و البته بیشتر از آن تئاتر.

شما در ابتدای کار بازیگریتان، بازی در کار افراد معروف سینما مثل فرامرز قریبیان و آقای دری و تخت کشیان را تجربه کرده اید، این اتفاق برایتان چطور بوده است؟

– من هر اتفاق و شانس خوبی که برایم می افتد لطف خدا می دانم و سعی می کنمن از این موهبت حداکثر بهره برداری را داشته باشم. از موقعیت هایی که برایم به وجود آمده خوشحالم و سعی کرده ام برای استفاده درست از آنها تلاش کنم و خوب و درست باشم حالا اینکه چقدر مطلوب بوده ام، نمی دانم.

با وجود اینکه مدت زیادی نیست که به دنیای بازیگری وارد شده اید ولی انتخاب های درستی داشته اید که هر کدام جداگانه معرف خوبی از شما هستند. این انتخاب ها بر چه اساسی صورت گرفت؟

– مهمترین رکن انتخاب برای من فیلمنامه است و رکن بعدی عواملی که در پشت دوربین هستند، از کارگردان گرفته تا فیلمبردار و صدابردار، حتی تدوینگر و … بعد هم ترکیب کلی بازیگران. وقتی همه اعضای یک گروه، حرفه ای هستند قطعا در نتیجه نهایی کار اثرگذار می شود. البته همیشه برای تصمیم گیری با افراد صاحبنظر هم مشورت می کنم.

نکته جالب که در چهره بازیگران زن این فیلم دیده شد فقط گریم بود و چهره ها برخلاف اکثر فیلم های سینمایی عاری از رنگ و لعاب و فاقد آرایش بود. این چقدر به باور مخاطب کمک کرد؟

– من به شخصه معتقدم گریم و آرایش در یک فیلم باید به نزدیک شدنآن بازیگر به کاراکتر و شخصیتی که قرار است بازی کند کمک کند تا به اینصورت مخاطب او را بیشتر باور کند.اگر این اتفاق درست و در جایش و متناسب با نقش، رخ ندهد باور و نگاه بیننده را آزرده می کند. خیلی عجیب است خانمی که از خواب بیدار می شود یا در حال انجام کارهای روزمره اش در خانه است زیاد آرایش کرده باشد. آرایش برای فردی مثل یلدا یا مرجان که در این شرایط بحرانی و وحشتناک هستند، اصلا جالب نبود و ارتباط کاراکتر را با بیننده قطع می کرد.

چقدر برای رسیدن به بازیگری تلاش و مقاومت کردید؟

– خیلی خیلی زیاد. از دوم دبستان تئاتر را شناختم و از آن سن تجربه اش کردم. این تجربه ها در مقاطع تحصیلی باعث شد عاشق بازیگری در تئاتر شوم. از همان موقع هم همیشه می گفتم، بزرگ شوم بازیگری را انتخاب می کنم و از همان زمان هم پدر و مادرم تمایلی به انتخابم نشان نمی دادند. کم کم که بزرگتر شدم و دوران نوجوانی را گذراندم و وارد جوانی شدم در دوران دبیرستان دوست داشتم به مدرسه تئاتر و رشته هنر بروم ولی پدر و مادرم شدیدا مخالف بودند و مثل خیلی از پدر و مادرها دوست داشتندفرزندانشان پزشکی بخوانند در حالی که من هم اصلا علاقه ای به رشته های علوم تجربی نداشتم. بنابراین دیپلم ریاضی فیزیک گرفتم و در دانشگاه هم رشته فنی مهندسی خواندم چون این رشته برایم دلخواه تر بود ولی همیشه دوست داشتم بازیگری را تجربه کنم، نه به عنوان حرفه و شغل اصلی ام بلکه به موازات مسیر زندگی ام آن را داشته باشم.

الان بازیگری حرفه و شغل اصلی شماست؟

– نه، کار دکوراسیون و تبلیغات را که دو رشته مجزا هستند، به عنوان کسب درآمد دارم و خیلی در آنها فعال هستم ولی انگیزه ام برای زندگی و مسیر پیش روی بازیگری و تئاتر است.

فکر می کنید برای زنان جامعه ما این استحکام شخصیت چقدر لازم است.

– من آرزویم این است که خانم های جامعه ما بتوانند زنان پرتوان و مستحکم و در همه زمینه ها صاحب عقیده و نظر باشند و بتوانند برای به ثمر رسیدن رأی خود تلاش کنند. آرزویم این است که زنان جامعه ما آگاه و باسواد و پویا باشند و البته که یک جامعه رو به رشد و سالم قطعا بخش زیادی از آن به دست زنان معتقد، متفکر و باسواد و باهوش اداره می شود. آرزویم این است که جامعه این امکان را برایشان فراهم کند و خانواده ها اعم از همسر، پدر و برادر به رشد فرهنگی و شخصیتی زنان جامعه کمک کنند. از طرف دیگر خود زنان ما هم برای اثبات ارزش هایشان به درستی تلاش کنند. این امکانپذیر نیست مگر با کوشش مستمر در هنگام کار و فعالیت های اجتماعی و حفظ آرام شو سلامت روح و روان و قطعا پاکی و درستی در شخصیت تک تک بانوان این سرزمین.

تا به حال به کار طنز و کمدی هم فکر کرده ای؟

– صددرصد. یکی از فیلمنامه ها و نقش هایی که دوست دارم روی آن کار و بازی کنم کمدی موقعیت است و فکر می کنم به شدت علاقه و پتانسیلش را هم دارم.

شخصیت درونی خودت چگونه است؟

– خیلی پیچیده است. خیلی انرژی ام زیاد بود. کارهایی که با دوچرخه انجام می دادم یا بازی هایی که انتخاب می کردم در دسته بازی های پسرانه گنجانده می شد. هنوز هم خیلی جسور و اهل ریسک هستم. البته با بالا رفتن سن، بلوغ فکری و روحی که اتفاق می افتد شما انتخاب می کنی که کدام وجوه را حفظ یا چیزی را به شخصیت و رفتارت اضافه کنی و کدام را مهار؛ ولی آن چیزی که در درونت به عنوان یک انرژی نهفته کنترل شده است همچنان پا برجا باقی می ماند. مهم این است که چطور هدایتش کنی و کجا از آن استفاده کنی.

آن شیطنت های درونی ات چقدر هنوز پابرجاست؟

– خیلی زیاد. البته لزومی هم به ابراز آن در همه جا نیست اما می شود از آن، برای ایفای نقش های کمدی و موقعیت های طنز کمک بگیرم.

در بازیگری به دنبال چه بوده و هستید که توانستید در مدتی کوتاه و به سرعت به شهرت برسید؟

– به دنبال تحقق یک رویا از کودکی و لذت شخصی بوده ام؛ به دنبال شناخت و اجرای کاراکترهای مختلف و همراهی مقطعی با آنها که در پس همه اینها شناخت دقیق تر انسان ها، زندگی و جهان هستی است. به شهرت رسیدن یا نرسیدن هدفم نیست و به دست من نیز اتفاق نمی افتد.

حاشیه گفتگو: در پایان هم به من کهب رای هماهنگی مصاحبه ساعت 10 و 45 دقیقه شب به او زنگ زده بودم اعتراض کوچکی کرد. آرام زد سر شانه ام و گفت سعی کن دیگر آن ساعت برای کار و مصاحبه به کسی زنگ نزنی. اولش خیلی از دستت عصبانی شدم اما خودم را کنترل کردم و آرام جوابت را دادم. از همین جا از ایشان عذرخواهی و تشکر می کنم.




Copyright 2007 - 2016
بستن پنجره