تماس با مدیر
سه شنبه, ۱۶ آذر , ۱۳۹۵

بغض احسان علیخانی در برنامه شب قدر ماه عسل

بغض احسان علیخانی در برنامه شب قدر ماه عسل

 

شب گذشته در نوزدهمین روز از ماه مبارک رمضان، برنامه ماه عسل 92 با اجرا و تهیه کنندگی احسان علیخانی نوزدهمین برگ از دفتر خود را در آستانه افطار به روی همراهان همیشگی اش گشود.

علیخانی پس از ذکر دعای فرج برنامه را آغاز کرد و گفت: سلام به روی ماه شما،خیلی تشکر می کنم از اینکه گرانترین لحظاتی که در این ایام پیدا می شه را قراره با ما نفس بکشید.

بعد تیتراژی مناسب با ایام شهادت علی(ع) پخش شد.

احسان علیخانی با توجه به تغییر تیتراژ ابتدایی برنامه گفت: به اندازه سهم خودمون با زلفی که گره خورده به هم، در این ثانیه ها ی مبارک رمضان و ماه عسل خودمان ، شکل برنامه هم در ساحت کبریایی و مقدس امام علی (ع)تفاوت کرده اتفاقا از همین تفاوته آرزومون بیشتر شده است.

سپس علیخانی وارد دنیای امروز مهمانان خود شد.

در بخش اول یک مادر به همراه دو فرزندش مهمان برنامه بودند.

مادر در ابتدا قصه خود را اینگونه آغاز کرد: حدود 32 سال از ازدواجم می گذرد که حاصل آن دو پسر و یک دختر است.

آیدین فرزند اول این مادر گفت: من متولد سال 1362 فرزند اول خانواده هستم و برادرم مهران متولد سال 1366 بود.

دختر این خانواده در ادامه بیان کرد: روز مادر همین امسال بود که من برای مادرم هدیه خریده بودم ولی مهران گفت هدیه ات را به مادر نده تا من شب کیک بگیرم وبرای مامان جشن بگیریم ولی هر چه منتظر شدیم” مهران “برنگشت با موبایلش هم که تماس می گرفتیم در دسترس نبود بعد ساعت 2 بعد از نصفه شب بود که یک نفر گوشی او را جواب داد و آدرس بیمارستان به ما داد.

مادر در ادامه اینگونه عنوان کرد: وقتی رفتیم بیمارستان اولین کسی که فرزندم را دید آیدین برادرش بود بعد از او پرسیدم مهران خوبه؟ گفت براش دعا کن.

بعد از 48 ساعت به ما گفتند مهران مرگ مغزی شده و اگر مایل باشید اعضاء او را اهدا کنید تنها 5 دقیقه از این خبر نگذشت که من رضایت دادم گویا کسی من را برای انجام این کار هل می داد.

آیدین ذکر کرد: من هم، اون روز با مهران مردم شاید فقط  الان جسمم تحرک داشته باشه.

و مادر در ادامه صحبتهایش ذکر کرد: بعد اعضاء مهران را اهدا کردیم و من هنوز نمی دانم اعضا مهران در بدن چه کسی است فقط می دانم قلب او به یک مرد اهدا شده دوست دارم آنها را ببینم مهران با رفتنش من را صاحب چند فرزند کرد آرزویم دیدن فرزندان جدیدم است.

احسان علیخانی اظهار کرد: خوش به سعادت مهران و شما که با رفتنشان یادگاری گذاشتند.

مادر بیان کرد: مهران از همون اول بخشنده و بزرگوار بود و همیشه تلاش می کرد پدر و مادر و اطرافیانش ازش راضی باشند و با رفتنش هم به چند نفر زندگی داد.

بعد علیخانی از مهمانان خواست تا در بخش دوم هم همراه برنامه باشند پس از پخش وله مهمانان بخش دوم به گوی طلایی وارد شدند.

یک زوج به همراه فرزند کوچکشان به جمع مهمانان اضافه شدند.

مرد در ابتدا گفت: حالم بد شد و به پزشک مراجعه کردم ، فکر می کردم معد ه ام دچار مشکل شده بعد به من گفتند مشکل از  قلبته و باید پیوند بزنی چرا که تنها 10 در صد از قلبت کار میکنه.

زن در ادامه توضیحات همسرش ذکر کرد: ما حدود 4 ماه زندگی نکردیم و هر لحظه منتظر مرگ شوهرم بودیم و حتی شب ها همسرم وصیت می کرد که اگر من صبح زنده نباشم با فرزندما ن چگونه رفتار کن.

مرد تصریح کرد: بعد از پیوند  قلب رفتارم هم بهتر شده و حتی با اعتقادتر شده ام، همسر او هم صحبتهای او را مبنی بربهتر شدن رفتار همسرش تایید کرد.

در حین صحبتهای خانواده گیرنده قلب مادر مهران دستانش می لرزید که دستان او را فرزندانش می فشردند و به او آرامش می دادند و گاهی خواهر و برادر مهران می گریستند.

احسان علیخانی رو به خانواده اهدا کننده عنوان کرد: نمی خواهم محکوم شوم به اینکه می خواهم شوی تلویزیونیم دیده بشه و جذابیت بصری داشته باشه ،میتونم همین الان برم بیرون و تمام بشه و بعد آیدین گفت نه مشکلی نیست.

مادر مهران روبه مرد گیرنده قلب گفت شما الان یه جورایی پسر من به حساب می آیید و خداروشکر که زندگی شما پا برجاست حلالتون باشه اجازه بده همیشه پسرم صدات بزنم.

علیخانی که از صحبتهای مادر مهران بغضش گرفته بود و در گوشه چشمانش اشک حلقه زده بود  تنها مادر مهران را نگاه می کرد و حتی او هم برای این لحظه ها، حرفی نداشت و ترجیح داد سکوت کند.

“علیخانی” پس از خارج شدن از دنیای مهمانان خاطر نشان کرد: اسم و فامیل و راه خونمون را گم کردم.

اگر نمی تونیم نفسی بدیم حداقل کاری کنیم که مردم پشت سرمون آه نکشند.

تیتراژ پایانی برنامه با گریه های خواهر مهران و در آغوش گرفتن مادر مهران و همسر مرد گیرنده قلب گره خورد.




Copyright 2007 - 2016
بستن پنجره