تماس با مدیر
پنج شنبه, ۱۸ آذر , ۱۳۹۵

بازیگر شدن عباس غزالی با یک آگهی تبلیغاتی

بازیگر شدن عباس غزالی

 

 

عباس غزالی : من کلاس اول راهنمایی بودم که یک آگهی دیدم و این آگهی سیر زندگی من را به طور کامل تغییر داد.

عباس غزالی این روزها در سریال «حانیه» ایفای نقش می کند. او در این سریال ایفاگر نقش سعید اسحاقی است، نقشی که به نظر خودش از کلیشه ها به دور است و به او این امکان را داده تا در سریالی بازی کند که روایتگر اتفاقات متفاوتی از سال 57 می باشد.

با غزالی در مورد دوران کودکی اش، ورود به عرصه بازیگری، سریال حانیه که در ایام دهه فجر پخش شد و ایفای نقشش در فیلم سینمایی «اعترافات ذهن خطرناک من» گفتگو کردیم. با ما همراه شوید.

در دوران جوانی ام بین بازیگری و ورزش سر دو راهی قرار گرفتم اما بازیگری را انتخاب کردم. ورزش هم برای هر بازیگری لازم است چون سلامت همیشه مهم بوده و در کنار بازیگری، ورزش هم انجام می دهم اما اینکه چه شغلی را انتخاب می کردم؟ من به شدت به نجاری علاقه دارم و احساس می کنم اگر بازیگر نمی شدم و حیطه هنری را در نظر نگیریم، نجار می شدم. من عاشق چوب هستم، از چوب حس می گیم، میزی می سازم، طاقچه ای درست می کنم و …

سریال «حانیه» و ایفای نقش ستوان اسحاقی

در سریال «حانیه» نقش سعید اسحاقی را بازی کردم؛ کاراکتری که به لحاظ شخصیت پردازی بسیار ممتاز و متفاوت بود. همیشه از بازی در سریال های مناسبتی فرار می کنم چرا که بر این باورم اگر در این سبک کارها با تیم خوبی کار نکنید و به دلیل شتابزدگی هایی که در این سبک وجود دارد کارتان نمی تواند نظر مخاطبان را به خود جلب کند اما در «حانیه» موضوع تا حد زیادی متفاوت بود، با وجود اینکه قصه این کار به سال 1357 و اتفاقاتی که در آ« دوران رخ داد مربوط می شد اما ماشاهد یک قصه متفاوت و جذاب بودیم.

بعد از «وضعیت سفید» دویست فیلمنامه را رد کردم

بعد از سریال «وضعیت سفید»، بیش از دویست فیلمنامه به دستم رسید که همگی از من نقش بهروز «وضعیت سفید» را می خواستند اما من می دانستم با انتخاب هر یک از این نقش ها، به نوعی پایان عمر بازیگری عباس غزالی را رقم می زنم چرا که کلیشه، بزرگترین آفت برای یک بازیگر به شمار می رود، به همین خاطر سعی کردم تا با صبر و هوشیاری به سراغ کاری بروم که متفاوت از نقش «بهروز» باشد. خوشبختانه در نهایت این اتفاق با سریال «مادرانه» رخ داد و در آن کار من ایفاگر نقش متفاوتی بودم، به گونه ای که هیچ کس این نقش را با «بهروز» مقایسه نکرد.

اعترافات ذهن خطرناک من

«اعترافات ذهن خطرناک من» که در جشنواره فجر امسال به نمایش درآمد، اولین تجربه من در سینما محسوب می شود و به همین خاطر وسواس زیادی در انتخاب آن داشتم. طی سال های اخیر پیشنهادهای زیادی به من در حوزه سینما می شد اما هیچ یک از این پیشنهادها برای بازی ترغیبم نمی کرد چرا که دوست داشتم اولین حضور در این رسانه با یک نقش خوب و اثرگذار باشد.

وقتی «هومن سیدی» پیشنهاد بازی در این فیلم را به من داد بعد از خواندن فیلمنامه واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم و حس کردم این اثر می تواند بهترین بهانه برای ورود من به دنیای سینما باشد. بزگترین ویژگی این فیلم در فیلمنامه خوب آن بود، قصه ای که هومن در این اثر به سراغش رفت یک کار بکر و کم نظیر بود و به نوعی ادامه دهنده فیلم های قبلی او بود.

هومن علاوه بر اینکه بازیگر خوبی است یک کارگردان توانا هم محسوب می شود. پیش از این فیلم، با او تجربه چند کار را داشتم و به عنوان همبازی در کنار هم قرار گرفتیم. به همین جهت خاطرات خوبی را از او در ذهن داشتم اما وقتی در این فیلم به عنوان بازیگر کنارش بودم واقعا تحت تاثیر کارگردانی اش قرار گرفتم، چون نشان داد درست به اندازه جلوی دوربین در پشت دوربین هم مسلط است.

کلا از قیاس کردن چندان خوشم نمی آید، اینکه بگویم در دوره ما فلان اتفاق می افتاد اما الان دیگر این اتفاق نمی افتد، چون بر این باورم که هر دوره ای اقتضای شرایط خودش را دارد اما خب، این موضوع را نمی توان نادیده گرفت که بچه های نسل ما، شرایط خاص خودشان را داشتند و به نوعی، روی پای خودشان می ایستادند.

البته این قضیه در مورد همه صدق نمی کرد و عده ای هم در ناز و نعمت زندگی می کردند اما خب در مورد من تا حد زیادی صحت داشت، من از دوران کودکی دوست داشتم روی پاهای خودم بایستم، به همین خاطر تمام سعی من بر این بود که بدون تکیه به پدر و مادرم در مسیر زندگی ام پیشرفت کنم و خوشبختانه توانستم تا حد زیادی این مهم را برآورده کنم.

دوران کودکی پر از شیطنت

بچه هایی که در دوره ما زندگی می کردنداین شانس را داشتند که در چهار دیواری آپارتمان محبوس نباشند و با دوستان شان مدام بازی کنند. در آن دوران کودکی، انصافا حسابی شیطون بودم، به قدری که اطرافیانم از دست من به ستوه می آمدند. یادم است مدام با وسایل خانه بازی می کردم و به خاطر من، هیچ یک از لوازم تزیینی خانه ما سالم نبود.

شاید برای بعضی ها عجیب به نظر برسد اما به نظر من این بازی های زمینه رشد خلاقیت را در افراد فراهم می کرد چون بازی های کامپیوتری این امکان را به شما نمی دهد که از قوه تخیل تان بهره ببرید، به همین خاطر بیشتر یک مصرف کننده تربیت می شوید تا خالق.

در خانواده مذهبی بزرگ شدم

من در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم، به همین خاطر، روحم با باورهای مذهبی گره خورده است، شاید بخشی از این موضوع به این خاطر باشد که من نظر کرده حضرت عباس (ع) هستم و مادرم به خاطر برطرف شدن مشکلی که در بدو تولد داشتم، نامم را عباس گذاشت.

شاید برای بعضی ها تکراری به نظر برسد اما هر وقت که حرف اسمم به میان می آید، نمی توانم این مسئله را بیان نکنم. شاید برای بعضی ها لوث به نظر برسد اما من فکر می کنم اسم هر فردی به نوعی راه را برای ادامه زندگی آن فرد فراهم می کند، بی شک به همین خاطر هم بود که پیامبر اکرم (ص) ما تا این حد به انتخاب اسم نیکو برای فرزندان سفارش کرد.

زندگی ام با یک آگهی تغییر کرد

من کلاس اول راهنمایی بودم که یک آگهی دیدم و این آگهی سیر زندگی من را به طور کامل تغییر داد. آگهی برای بازیگری بود برای یک قسمت از تئاتر، رفتم و شرکت کردم که از بین 150 نفر ابتدایی 30 نفر انتخاب شدند و من یکی از آنها بودم. رفته رفته این شمار کمتر شد و به 10 نفر رسید که من هم جزو آنها بودم. بالاخره رفتیم و تئاتر را اجرا کردیم و من در این زمینه جایزه استانی گرفتم. در همان جشنواره استانی، یکی از داوران به من گفت هنرپیشه موفقی می شوی!




Copyright 2007 - 2016
بستن پنجره