تماس با مدیر
پنج شنبه, ۱ اسفند , ۱۳۹۸


گپی درباره سریال ویلای من و مهران مدیری با الیکا عبدالرزاقی

گپی درباره سریال ویلای من و مهران مدیری با الیکا عبدالرزاقی

پیرمرد 90 ساله پولداری که هیچ وقت ازدواج نکرده و هیچ فرزندی هم ندارد در بستر مرگ است. برادران آقای مشکات بزرگ مرده اند و اگر وارثی وجود داشته باشد، بازماندگان همان برادرهای از دنیا رفته است. وکیل آقای مشکات دنبال کسانی می گردد که وارثان واقعی باشند و همین می شود آغاز داستان بلند آدم هایی که یکی یکی به ویلای بزرگ مشکات می آیند تا خودشان را وارث ثروت هنگفت او معرفی کنند.

هلیا که نام همسر مرحومش هرمز مشکات بوده همراه با دخترش به نام بریژیت به ویلای مشکات می آید تا ادعا کند دخترش وارث مشکات است. هلیا، کارهای عجیبی می کند. عاشق شوهر مرحومش است و دلش برای کتک ها و فحش هایی که از او می خورده، حسابی تنگ شده! الیکا عبدالرزاقی از نقش هلیا و تجربه های قبلی همکاری با مهران مدیری می گوید. با نادیده گرفتن سوالات ما مصاحبه زیر را بخوانید:

زنی عصبی و نامتعادل

یک زن عصبی که بیوه فردی به نام مشکات است از پاریس می آید و دخترش بریژیت را وارث مشکات بزرگ معرفی می کند. ورود هلیا از فصل پنجم اتفاق می افتد و در ورودش متوجه می شویم که چه شخصیتی دارد. یک زن عصبی و نامتعادل که خیلی قاطی است و تعادل روانی ندارد. گاهی مهربان و خندان ظاهر می شود و گاهی الکی عصبانی می شود. البته ممکن است همه اینهاه فیلم باشد و در پایان با شخصیتی کاملا متفاوت روبرو می شویم.

باید بتوانم در این نقش در لحظه صدایم را تغییر بدهم چون هلیا وقتی عصبی می شود صدای کاملا متفاوتی دارد که یکهو کلفت می شود. هلیا و بریژیت قصه همراه هم دارند و من با شخصیت بریژیت که نقش آن را دریا مرادی بازی می کند، کاملا راحتم. ابتدای این پروژه نقش هلیا به من پیشنهاد شد و توضیح دادند که قرار است به این شکل نوشته شود. کلیت کار معلوم است ولی اصولا متن ها چند قسمتی نوشته می شود و سبک کار این است.

الان نمی شود قاطعانه گفت هلیا می رود یا در قصه می ماند. به ادامه کار و پیشرفت قصه بستگی دارد. کار ما تغییرپذیر است. هلیا از فصل پنجم به داستان می آید و به مرور در قصه جایش را باز می کند. رضایت مخاطب هم خیلی اهمیت دارد. اگر مخاطب این نقش را بپسندد و راضی باشد، جایگاه محکمتری در قصه پیدا می کند.

6 سال پیش در باغ مظفر

همکاری من با آقای مدیری از سال 85 و با مجموعه باغ مظفر شروع شد و از آن زمان تقریبا در همه مجموعه های ایشان حضور داشته ام. پیش از این وقتی کارهای تلویزیونی انجام می دادم – چه در کار طنز و چه در کار جدی – حسم این بود که تئاتر جذاب تر است، ولی شیوه کار با آقای مدیری متفاوت است و می توانم بگویم همان فضای تئاتر وجود دارد.

دائم در حال تمرین هستیم. این از ویژگی های کار با آقای مدیری است که به بازیگر اعتماد می کند و به او اعتماد به نفس می دهد. این همکاری هیچ وقت برای من تکراری نشده و نمی شود. هیچ وقت هم فکر نکرده ام که بتوانم با کسی بهتر از او کار کنم. البته یکسری قوانی در کار حاکم است چون اگر قانون نباشد تیم، تیم نمی شود ولی در عین حال فضای کار کاملا تعاملی است و مدام در حال تبادل نظر هستیم.

ما به عنوان بازیگر حق داریم با نویسنده ها و کارگردان در ارتباط باشیم. هیچ چیز مطلق و غیرقابل تغییر نیست. کار با مهران مدیری به من این امکان را داد که خودم را رها کنم. اعتمادم به کاری که می کنم بیشتر شده است چون به هدایت کارگردان و کار تیمی اعتماد دارم. در کار گروهی گاهی خودت را فراموش می کنی چون نتیجه کار تو بر کل گروه تاثیر می گذارد و اگر اشتباه کنی کار همه را خراب کرده ایت.

شباهت های هلیا و فخرالتاج

نقش فخرالتاج یا همان همسر شاه در قهوه تلخ شباهتی به هلیا ندارد ولی به هر حال هر دو اینها از فیلتر من می گذرد و ممکن است بخش هایی از آنها شبیه هم شود. این به توانایی من به عنوان بازیگر بستگی دارد. کار ساده ای نیست که سه سال و نیم یک شخصیت را با همه جنبه های مختلفش بازی کنی. من در نقش فخرالتاج هر چه برای بازی آن نقش در توان داشتم بیرون ریختم و حتی شاید در بخش هایی از آن خودم بود. این چیزی بود که از دیگران می شنیدم. مثلا می گفتند چقدر در فلان ویژگی فخرالتاج شبیه خودت است.

هلیا هم از فیلتر من عبور کرده و شاید شباهت های ناگریزی اتفاق بیفتد، ضمن اینکه عظمت قهوه تلخ با آن گریم سنگین و فضای تاریخی متفاوت بود و در این نقش ساده تر ظاهر می شوم و جذب مخاطب سخت تر می شود. در این کار هم دکور بسیار زیبایی داریم ولی عظمت و رنگ و لعاب آن کار تاریخی را ندارد.

من فکر می کنم اگر فضای تلویزیون های خصوصی در ایران هم شبیه بعضی کشورهای دیگر بود قهوه تلخ این کشش را داشت که سال ها ادامه پیدا کند و مخاطبش را نگه دارد؛ شبیه خیلی از سریال های خارجی معروف. در مورد ویلای من هنوز زود است قضاوت کنم چون تازه است ولی به کارهای آقای مدیری اعتماد دارم. تجربه نشان داده در این مدل کار موفق است.

شهرتی که با قهوه تلخ به دست آمد

مسلما تلویزیون رسانه گسترده و جذابی است ولی سریال قوه تلخ آنقدر بازتاب مثبتی داشت که اصلا احساس نمی شد از تلویزیون پخش نشده. شاید برای سازندگان این اضطراب وجود داشته باشد که کار فروش داشته باشد یا نه ولی برای ما فرقی ندارد.

من کار حرفه ای را از سال 76 شروع کردم و در تلویزیون همیشه نقش های طولانی داشتم ولی قهوه تلخ با وجود اینکه در شبکه خانگی پخش شد بیش از همه کارهای دیگر باعث شد مردم من را بشناسند و شهرت و محبوبیت پیدا کنم. زمان طولانی ساخت یک مجموعه ممکن است باعث شود کارهای دیگر را از دست بدهی ولی این اصلا نگران کننده نیست چون کار کردن با آقای مدیری ارزشش را دارد، ضمن اینکه پیشنهادهای دیگر بعدا هم پیش می آید. من در فاصله پایان کار قهوه تلخ تا شروع ویلای من 3 تله فیلم کار کردم.

این یک گروه نیست، خانواده است

اولین بار واسطه پیوستن من به گروه آقای مدیری، آقای انصاری و خانم دهقان بودند. آن زمان در یک تئاتر طنز کار می کردم و نقش کمدی داشتم که سیامک انصاری و شقایق دهقان کارم را دیدند و من را به مهران مدیری معرفی کردند. به هر حال تجربه کار طنز داشتم ولی این کار متفاوتی بود. فکر می کنم اگر خودم را کنار بگذارم و بخواهم درباره بازیگران موفق طنز صحبت کنم باید بگویم بازیگری طنز به این شکل توانایی بیشتری می خواهد و هر کسی نمی تواند از عهده آن برآید.بیشتر بازیگرانی که در طنز خوب می درخشند در هر دو کار جدی و طنز موفق هستند.

مثلا مهران مدیری در قلب یخی یک سکانس جدی خیلی خوب دارد که بازی بی نظیر و تاثیرگذاری ارائه می دهد. چنین بازیگرانی باهوش تر هستند. اصلا مهران مدیری آدم باهوشی است. من نمی توانم بگویم بین کار طنز و کار جدی کدام را انتخاب می کنم.

بهتر است بگویم تیم را انتخاب می کنم. خودم را محدود نمی کنم که بگویم با هیچ گروه دیگری کار نخواهم کرد ولی این تیم را دوست دارم و با آن راحتم چون مثل یک خانواده است. یکی از ویژگی های کار با مهران مدیری این است که هیچ وقت فشار و خستگی کار زیاد نیست.

زمان ضبط مشخص است و طبق برنامه پیش می رویم. برنامه های کشنده و با فشار خیلی زیاد نداریم که مثلا مجبور باشیم شب تا صبح ضبط کنیم. اصلا کاری که تحت فشار باشد و مجبور باشی ساعت های طولانی و با خستگی کار کنی بازدهی ندارد. بازیگر باید انرژی داشته باشد تا بتواند بازی خوبی ارائه دهد. سایر عوامل هم همینطور. به هر حال در هر کاری خستگی هست ولی عوامل ما هیچ وقت بیش از حد توان و در تایم های خیلی طولانی و شبانه روزی کار نمی کنند.





وبگردی
Copyright 2007 - 2019