تماس با مدیر
جمعه, ۴ فروردین , ۱۳۹۶

گفتگو با الیکا عبدالرزاقی بازیگر طنز و حضورش در خندوانه

الیکا عبدالرزاقی بازیگر طنز

الیکا عبدالرزاقی و استندآپ کمدی خندوانه

 

الیکا عبدالرزاقی بازیگری را از تئاتر آغاز کرده و همچنان نیز در این عرصه فعال است اما اغلب او را با نقش های کمدی اش در سریال های مهران مدیری و مخصوصا نقش همسر شاه در سریال «قهوه تلخ» می شناسند.

گفتگو با الیکا عبدالرزاقی

عبدالرزاقی این روزها با سریال مناسبتی «گاهی به پشت سر نگاه کن» مهمان خانه های مردم است. به بهانه پخش این سریال، با این بازیگر جوان گفتگویی داشته ایم و از او درباره نزدیک به یک دهه فعالیتش در عرصه کمدی، اجرای استند آپ کمدی اش در برنامه «خندوانه» و نقش متفاوتش در سریال درام «گاهی به پشت سر نگاه کن» سوال کرده ایم.

شما در سال های اخیر در کارهای کمدی حضور پر رنگی داشته اید و همکاری تان با آقای مدیری و گروه ثابتش مدت ها تداوم داشته و دارد. آغاز این همکاری به چه شکل بود؟

– قبل از همکاری با آقای مدیری حدود 9 سال بود که کارم به عنوان بازیگر را به شکل حرفه ای آغاز کرده بودم. پیش از شروع همکاری ام با آقای مدیری در سریال ها و تئاترهای مختلفی حضور داشتم و حضورم در چندتا از همین تئاترها باعث شد تا همکاران آقای مدیری من را برای بازی در سریال «باغ مظفر» به ایشان پیشنهاد هند. «باغ مظفر» اولین همکاری من با آقای مدیری بود و این همکاری در کارهای بعدی ایشان هم ادامه پیدا کرد.

در واقع من از سال 85 به صورت جدی همکاری ام را با گروه آقای مدیری شروع کردم. بعد از «باغ مظفر» در کارهای «مرد هزار چهره»، «گنج مظفر»، «قهوه تلخ»، «ویلای من» و «شوخی کردم» هم با گروه ایشان همکار بودم و در این بین فقط در چند تله فیلم و تئاتر بازی کردم.

فکر می کردید همکاری تان با مهران مدیری و حضورتان در کارهای کمدی نزدیک به یک دهه تداوم داشته باشد و در کار کمدی تا این حد موفق ظاهر شوید؟

– راستش برای خودم هم غافلگیر کننده بود. وقتی شما با گروهی کار می کنید که اینقدر دقیق هستند و تا این حد نبض جامعه را در دست دارند، به من به عنوان بازیگر اعتماد اعتماد به نفسی پیدا می کنید که تمایل دارید خود را در نقش های مختلفی محک بزنید. من هم چون در جای درستی قرار داشتم و می دانستم هر حرکتم به عنوان یک بازیگر زیر ذره بین گروهی خلاق و حرفه ای است که در رأس شان آقای مدیری قرار دارد با اعتماد به نفس نقش های پیشنهادی را می پذیرفتم. کار کردن با آقای مدیری و گروه شان برای هر بازیگری لذتبخش است. بعد از گذشت این همه سال همکاری حالا دیگر واقعا با این تیم احساس هم خانواده بودن می کنم.
فکر می کنم اوج این همکاری «قهوه تلخ» بود که هم کاراکتر خیلی جای کار داشت و هم محدودیت های تلویزیون در آن سریال وجود نداشت. در کارهای تلویزیونی بازیگران خانم معمولا خیلی محدود هستند و نویسندگان چندان روی کاراکترهای زن کار نمی کنند تا مشکلی برای کلیت سریال پیش نیاید. البته این را هم اضافه کنم که ما کلا خودمان دچار نوعی خودسانسوری هم شده ایم.

مثلا اگر همین نقشی که در «قهوه تلخ» داشتم شاید اگر در تلویزیون هم اجرا می شد مشکلی به وجود نمی آمد و بدون سانسور و محدودیت پخش می شد ولی خب وقتی اسم تلویزیون به میان می آید، نویسندگان کمدی مخصوصا در مورد نقش خانم ها خیلی دست به عصا عمل می کنند. به همین خاطر معمولا خیلی کم پیش می آید یک بازیگر خانم در مجموعه ای کمدی دیده شود یا در خاطر مخاطب بماند.

معمولا در سینما و تلویزیون ما اینطور است که وقتی بازیگری در نقشی دیده می شود و به اصطلاح گل می کند، سیل پیشنهادهایی شبیه به آن نقش به سمتش سرازیر می شود؛ در مورد شما چطور بود؟

– فیلمبرداری سریال «قهوه تلخ» چیزی حدود سه سال طول کشید و در این مدت همه گروه درگیر این کار بودیم. در زمان فیلمبرداری کارهای زیادی به من پیشنهاد شد که برخی هم نقش هایی جدی بودند اما متاسفانه یا شاید هم خوشبختانه من هیچ کدام را قبول نکردم چون به نظرم هیچ کدام آنقدر با ارزش نبودند که بخواهم زمانم را برای کار همزمان در دو پروژه تنظیم کنم اما بعد از این سریال بلافاصله در سریال «ساخت ایران» که کاری کمدی بود به من پیشنهاد شد.

این سریال متنی بسیار خوب و داستانی جذاب داشت اما متاسفانه در میانه راه دچار معضل متن شد. در ابتدای کار نویسنده این سریال آقای خشایار الوند بودند و نقش من و خانم گوهر خیراندیش هم در داستان پر رنگ بود اما با عوض شدن نویسنده، این کاراکترها مورد کم لطفی قرار گرفتند و عملا از قصه حذف شدند، در حالی که در هشت قسمت ابتدایی که ما فیلمنامه را خوانده بودیم، کاراکترهای مان جزو نقش های اصلی بودند.

بعد از این اتفاقات قصه سریال به سمت و سوی دیگری رفت و نقش های ما خانم های سریال کاملا محو شد. باید بگویم بازی در این سریال جز تجربه همکاری با محمد حسین لطیفی و تهیه کننده بسیار حرفه ای و خوب اش برایم توفیقی نداشت.

بعد از حضور در مجموعه ای از کارهای کمدی ماه رمضان امسال در سریال مناسبتی «گاهی به پشت سر نگاه کن» که نقشی جدی و حتی تلخ و عبوس است حضور دارید که با پیش زمینه ای که مخاطب در طی این سال ها از نقش های شما داشته متفاوت است، چطور برای این نقش انتخاب شدید؟

– پس از حدود هشت سال حضور مداوم در کارهای کمدی احساس می کردم دیگر در این نقش ها ماندگار شده ام. اتفاقا کارگردان هایی که با آنها در تئاترهای جدی کار کرده بودم، مدام به من می گفتند چرا در کارهای جدی و درام بازی نمی کنم و من در جواب به آنها می گفتم «خب پیشنهادی ندارم».

دو سال پیش در تئاتری به نام … به کارگردانی آقای افشین هاشمی بازی داشتم که نقشی جدی و بسیار سرد بود. حتی آن زمان خیلی ها معتقدند بودند چرا الیکا باید این نقش را بازی کند! اما کسانی که با من تئاتر کار کرده بودند و از جمله آقای هاشمی می دانستند من قبلا در تئاتر نقش های جدی و حتی تلخ و سرد بازی کرده ام و تصویری کمدی از من ندارند چون من در تئاتر نقش کمدی اصلا بازی نکرده ام.

آقای هاشمی برای انتخاب کستینگ سریال آقای میری انتخاب شدند و به من گفتند که در این سریال یک نقش خیلی جدی وجود دارد که به نظرم جای کار دارد و من می خواهم تو را برای همکاری در این سریال پیشنهاد بدهم. آقای هاشمی معتقد بودند بازی در این نقش برای بازیگری که تصویر مردم، بعد از به شهرت رسیدنش صرفا حضور در کارهای کمدی بوده می تواند جذاب باشد. گذشته از این بازی در نقش فریبا برای خودم هم چالش برانگیز بود.

کمی هم در مورد اجرای تان در جشن حافظ برایمان بگویید. چطور شد برای این اجرا انتخاب شدید؟

– آن اجرا هم در واقع یک استندآپ کمدی بود. در این مدتی که از پخش برنامه پرطرفدار «خندوانه» می گذرد، اجرای استندآپ کمدی یا به قول آقای جوان کمدی سرپایی تا حدی به مردم شناسانده شده. امسال آقای معلم تصمیم داشتند که به آقای جوان به عنوان چهره برتر تلویزیون جایزه بدهند و از من هم خواستند در این جشن استندآپ کمدی را به همان شیوه ای که در برنامه «خندوانه» دارم، اجرا کنم.

در ابتدا قبول نکردم چون واقعا برایم وحشتناک بود که جلوی دو هزار نفر از اهالی سینما و منتقدان و … استندآپ کمدی را که شیوه ای نوین در کمدی است، اجرا کنم. (می خندد) ولی در نهایت قبول کردم و متن را نوشتم. متن هم در مورد تخیلات من بود وقتی مثلا مراسم اسکار، جشن حافظ یا مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر را می بینم و به خودم جایزه می دهم و همه برایم کف می زنند. (می خندد)

به جرأت می توانم بگویم اجرای استند آپ کمدی در این برنامه سخت ترین کاری بود که در تمام عمرم انجام دادم و با هیچ کدام از کارهایم حتی در تئاتر هم قابل مقایسه نبود.

شاید بازی در نقشی مانند فریبا برای یک بازیگر حتی از کار کمدی هم سخت تر باشد چون این کاراکتر کنش های بیرونی بسیار کمی دارد و در واقع شما به عنوان بازیگر نقش، برای نشان دادن حالات روحی و حسی این کاراکتر ابزار کمی در اختیار داشتید.

– دقیقا همینطور است، مخصوصا اگر خودتان کاراکتری بیرونی و پر حرف داشته باشید. (می خندد) من شخصا برای نشان دادن حس هایم از گفتار و سر و دست و حرکات بدنم استفاده می کنم اما فریبا کاراکتری بسیار آرام است که در مواجهه با اتفاقات تنها سکوت می کند و بسیار درونگراست. خب برای من با توجه به روحیاتی که گفتم بازی در نقی که مثلا در مواجهه با تهمت و توهین تنها باید سکوت کند یا وقتی بسیار عصبانی است باید عصبانیتش را نشان ندهد و رفتاری آرام داشنه باشد خیلی سخت بود. البته راهنمایی های آقای میری و تلاش خودم در نهایت به من برای رسیدن به نقش فریبا کمک کرد.

حُسن نقش فریبا این بود که این کاراکتر به هیچ وجه تک بعدی نبود و این، کار را برای من به عنوان بازیگر جذاب تر می کرد. مثلا این شخصیت کینه ای عمیق از پدرش به دل دارد و وقتی مقابل این فرد قرار می گیرد، اینطور به نظر می رسد که اصلا توان بخشیدن یا محبت کردن را ندارد اما همین کاراکتر خواهرش را بسیار دوست دارد و در مقابل او انعطاف به خرج می دهد، می بخشد و محبتش را به خواهر، همسر و سایر افراد به شکلی که خیلی رو نباشد ابراز می کند.

گذشته از این چند سکانس انفجاری هم در این کاراکتر می توانیم ببینیم که شاید در دید ابتدایی با شخصیت آرام و سرد او در تضاد باشد اما می تواند بُعد دیگری از شخصیت وی را به مخاطب نشان دهد. مثلا سکانس بعد از دادگاه که اتفاقا مردم هم خیلی آن را دوست داشتند، به شکلی بود که فریبا بعد از فشاری که روی دوشش دارد به سمت محل کارش می رود و خواهرش درست دم در شرکت او را به باد انتقاد و حتی توهین و افترا می گیرد و اینجاست که کاسه صبر فریبا بعد از آن همه فشار روحی لبریز می شود و کشیده ای به خواهرش می زند و شروع به داد و فریاد کرده و از خودش و آبرویش دفاع می کند.

با این حساب اینکه به عنوان یک زن در برنامه «خندوانه» استند آپ کمدی اجرا کنید هم باید برایتان خیلی سخت بوده باشد.

– بله،همینطور است. استند آپ کمدی در کشور ما کلا هنری نوپا است و ما نباید به بچه هایی که در حال حاضر این برنامه را اجرا می کنند خیلی سخت بگیریم چون در واقع این هنر در حال استارت خوردن در کشور ماست.

ما ابتدا متن های کوتاه در مورد خودمان می نویسیم که موقعیت های طنازانه داشته باشد و در ابتدا هم با خودمان شوخی می کنیم تا ذهن ها نسبت به این نوع کمدی کمی باز شود و آماده پذیرش شوخی های بیشتری باشد. مثلا من بتوانم با شما به عنوان روزنامه نگار شوخی کنم و شما موضع نگیرید یا بتوانم با مادرم شوخی کنم و تلویزیون ایراد نگیرد که مقام مادر زیر سوال رفته است.

برنامه «خندوانه» بسیار پرطرفدار است و برای یک بازیگر خیلی سخت است که حدود ده دقیقه ماجرایی را تعریف کند که برای مردم جذاب و خنده دار باشد. من اولین کاری که کردم این بود که استند آپ کمدی های خارجی را تماشا کردم تا دستم بیاید آنها چه کار می کنند و اجرایشان به چه شیوه است.

بعد شروع کردم به نوشتن متن ها و سعی کردم متن های بامزه ای با توجه به محدودیت های موجود در تلویزیون بنویسم. در اجرا هم با اینکه شخصا خیلی از دست هایم استفاده می کنم، سعی کردم آرام تر باشم تا مخاطب بتواند ارتباط بیشتری با اجرایم برقرار کند و از شلوغ بازی هایم کلافه نشود. (می خندد)

بازخورد مردم در مورد نقش های کمدی تان و اجرای تان در برنامه «خندوانه» چطور است؟

– من پیش از حضورم در نقش های کمدی سال ها کا رکرده ام اما توفیق به شهرت رسیدن را نداشتم و مخاطب هایم مرا با نقش های کمدی شناختند. پس از حضورم در کارهای آقای مدیری و بخصوص «قهوه تلخ» احساس کردم مردم مرا در این نقش ها دوست دارند چرا که بازخوردها عالی بود و همه با محبت در مورد نقش و کارم صحبت می کردند و این لذتبخش ترین اتفاق زندگی ام بود، اینکه احساس می کردم مردم مرا دوست دارند.

واکنش ها در سالن چطور بود؟

– تماشاگران «خندوانه» آمادگی این را دارند که در مقابل اجرای من بخندند اما تماشاگران سالن جشن حافظ در ابتدا مقاومت می کردند ولی بعد از یکی دو دقیقه خنده ها شروع شد که برایم دلگرم کننده بود.

در کنار سریال «گاهی به پشت سر نگاه کن» سایر سریال های مناسبتی ماه رمضان را دنبال می کردید؟

– سریال «دردسرهای عظیم» درست در ساعتی پخش می شد که من در حال آماده کردن شام بودم و بیشتر این سریال را می شنیدم (می خندد)، سریال «پایتخت» را گاهی می دیدم و سریالی به اسم «ساعت صفر» در شب های قدر پخش شد که همسرم در آن بازی داشتند و این سریال را هم دنبال می کردیم.






Copyright 2007 - 2016
بستن پنجره