عضو کانال ما شوید و سرگرم بشوید

چرا ارث زن نصف ارث مرد است؟

علت اینکه اسلام سهم الارث زن را نصف سهم الارث مرد قرارداد وضع خاصی‏ است که زن از لحاظ مهر و نفقه و سربازی و برخی قوانین جزائی دارد. اسلام مهر و نفقه را اموری لازم و مۆثر در استحکام زناشوئی و تأمین آسایش خانوادگی و ایجاد وحدت میان زن‏ و شوهر می‏شناسد. از نظر اسلام الغاء مهر و نفقه و خصوصا نفقه موجب تزلزل‏ اساس خانوادگی و کشیده شدن زن به سوی فحشاء است، و چون مهر و نفقه را لازم میداند و به این سبب قهرا از بودجه زندگی زن کاسته شده است و تحمیلی‏ از این نظر بر مرد شده است، اسلام می خواهد این تحمیل از طریق ارث جبران‏ بشود، به همین دلیل برای مرد دو برابر زن سهم الارث قرار داده است.


یکی از مواردی که در قوانین اسلامی مورد اعتراض مدعیان تساوی حقوق زن و مرد قرار گرفته است، این است که‏ سهم الارث زن در اسلام معادل نصف سهم الارث مرد است. از نظر اسلام پسر دو برابر دختر، و برادر دو برابر خواهر، و شوهر دو برابر زن ارث میبرد، تنها در مورد پدر و مادر است که اگر میت فرزندانی داشته باشد و پدر و مادرش نیز زنده باشد، هر یک از پدر و مادر یک ششم از مال میت را به‏ ارث میبرند.

ما در این مقاله به بحث و بررسی این شبهه می پردازیم:

سوال: چرا ارث زن نصف ارث مرد است؟

یکی از علت های زیاد بودن ارث مرد نسبت به زن آن است که نفقه زن بر عهده مرد است؛ یعنى مرد علاوه بر این که باید مخارج خود را تأمین کند، موظف است هزینه زندگى زن و فرزندان را هم تأمین نماید. از سوى دیگر، مرد دهنده مهریه و زن گیرنده آن است.

در واقع مى‏توان ادعا کرد که آنچه زن از ارث و مهریه نصیبش مى‏شود، پس انداز او قرار مى‏گیرد، در حالى که سهم الارث مرد، صرف مخارج زندگى خود و همسر و فرزندانش مى‏شود.

علاوه بر این، در شرع اسلام، تکالیفى برعهده مرد گذاشته شده است که مستلزم صرف مال مى‏باشد؛ مانند هزینه‏هایى که مرد باید در راه جهاد بپردازد و یا جایى که یکى از بستگان، به صورت خطایى مرتکب قتل یا جرحى شود، مرد به عنوان عاقله، در پرداخت دیه مقتول، مسئولیت دارد، در حالى که زن هیچ مسئولیتى در این زمینه‏ها ندارد.

گرچه به ظاهر، سهم مرد دو برابر سهم زن است، لکن در عمل بهره واقعى او از ثروت‏هاى جامعه به مراتب کمتر از زن است. چه این که مرد در مقابل ارث زیادترى که مى‏گیرد، مسئولیت‏هاى مالى سنگین‏ترى نیز بر دوش دارد. در یک کلام مى‏توان گفت: علت تفاوت ارث زن و مرد به دلیل ایجاد توازن و تعادل میان حقوق و تکالیف هر یک از آنان است.

 

شرح پاسخ:

قبل از پرداختن به شرح پاسخ به این سوال، لازم به تذکر است که قاعده دو برابر بودن سهم مرد نسبت به زن، یک قاعده کلى نیست، بلکه در شرع و قانون، مواردى وجود دارد که در ارث بردن، فرقى میان زن و مرد نیست؛ مانند پدر و مادر میت که هر دو به صورت مساوى ارث مى‏برند و فرقى بین آنها وجود ندارد.

یکی از علت های زیاد بودن ارث مرد نسبت به زن آن است که نفقه زن بر عهده مرد است؛ یعنى مرد علاوه بر این که باید مخارج خود را تأمین کند، موظف است هزینه زندگى زن و فرزندان را هم تأمین نماید. از سوى دیگر، مرد دهنده مهریه و زن گیرنده آن است

از دیرباز، این سۆال مطرح بوده است که چرا ارث زن نصف ارث مرد است و آیا این نوعى تبعیض به نفع مردان نیست؟ در روایتى از امام صادق ‏(علیه السلام) سۆال مى‏شود که چرا زن که ضعیف‏تر است و احتیاج به حمایت بیشترى دارد، باید از ارث یک سهم داشته باشد و مرد که از حیث قواى بدنى و جسمانى قوى‏تر از اوست، باید دو سهم از میراث میت را تصاحب نماید؟ امام (علیه السلام) در پاسخ مى‏فرمایند: به دلیل این که مرد تکالیف بیشترى داشته و مسئولیت‏هاى سنگین‏ترى بر دوش دارد. مرد باید به جهاد برود و مخارجى را در این زمینه متحمل شود، مرد باید علاوه بر مخارج خود، مخارج زندگى همسر خود را نیز تأمین نماید. مرد در ردیف عاقله است و باید در جنایت خطایى بستگان خود، با پرداخت مال، معاونت نماید در حالى که زن چنین وظایفى را ندارد.

در روایت دیگرى از امام صادق (علیه السلام) بر این نکته تأکید شده که پرداخت مهریه از سوى مرد به زن، جبران نقصان ارث زن است.

علل نصف بودن ارث زن را در سه بخش می توان خلاصه نمود:

الف. مهریه: هنگام انعقاد عقد ازدواج، مرد مکلف است مهریه‏اى مناسب براى زن در نظر بگیرد که هر وقت زن آن را مطالبه نمود، باید مهریه را در اختیار او قرار دهد. در غیر این‏صورت زن هیچ وظیفه‏اى نسبت به تمکین در مقابل شوهر ندارد. پس، از ابتداى شروع زندگى، مرد شرعاً مکلف است مهریه‏اى براى زن مقرر دارد و این یکى از عللى است که در برخى سخنان اهل بیت ‏(علیهم السلام) به آن اشاره شده است.

ب. نفقه: در زندگى زناشویى، مرد مکلف است علاوه بر تأمین مخارج زندگى خود، مخارج زن و فرزندان را نیز به عهده بگیرد، تأمین خوراک، پوشاک و مسکن متناسب با شأن زن از جمله وظایف مرد است. زن حتى اگر ثروت کلانى هم داشته باشد، هیچ مسئولیتى در زمینه تأمین مخارج خود و فرزندانش ندارد. زن نه تنها هیچ بار مالى را در زندگى زناشویى بر دوش نمى‏کشد، بلکه در صورت تمایل حق دارد در قبال کارهاى معمول خود در منزل از قبیل شیردادن و پخت و پز و… از شوهر خود اجرت دریافت دارد.

مهریه و ارث زن به عنوان پس اندازى است براى آینده‏اش که اگر احیاناً از همسر خود جدا شد و یا همسرش فوت کرد، براى اداره زندگى خود پس اندازى داشته باشد و در کمال آرامش و عزت نفس ادامه زندگى دهد

ج. وظایف ویژه مرد: مسۆولیت‏هاى سنگینى برعهده مرد گذاشته شده است که زن از آن معاف است؛ مانند جهاد در راه خدا و…. مرد باید با مال و جان خود جهاد کند. چنانچه در آیات قرآن جهاد با مال مقدم بر جهاد با جان است. مرد باید هزینه‏هاى مربوط به جهاد را خود پرداخت نماید. در جنایاتى که خویشاوندان باید دیه را بپردازند، زن از پرداخت دیه و همیارى در این امر معاف شده است.

ملاحظه مى‏شود که اسلام نخواسته است به نفع زن و علیه مرد یا به نفع مرد و علیه زن قانونى وضع کند.

اسلام نه جانبدار مرد است و نه جانبدار زن، اسلام در قوانین خود سعادت مرد و زن و فرزندانى که باید در دامن آنها پرورش یابند و نیز سعادت جامعه بشریت را در نظر گرفته است.

به هر حال، اسلام بر اساس وظایف و تعهدات اقتصادى و مالى که براى مرد در نظر گرفته است، اقدام به تقسیم ثروت در مواضع مختلف و از جمله ارث نموده و هیچ تبعیضى در این مقوله قابل ادعا نیست. از طرفى، مجموعه قواعد و مقرراتى که در مورد زن و مرد در اسلام وجود دارد، ایجاب مى‏کند که قوانین آن در باب ارث و… به شکل خاصى باشد و این امر نمى‏تواند محل اشکال به قوانین مدنى اسلام باشد.

در نهایت ممکن است گفته شود که اگر چنین است که مخارج زن بر عهده مرد است، پس زن را چه حاجتى است به داشتن ثروت و اندوخته؟

در جواب مى‏توان گفت: مهریه و ارث زن به عنوان پس اندازى است براى آینده‏اش که اگر احیاناً از همسر خود جدا شد و یا همسرش فوت کرد، براى اداره زندگى خود پس اندازى داشته باشد و در کمال آرامش و عزت نفس ادامه زندگى دهد.

اما این که نفقه زن بر عهده مرد است، براى آن است که زن بدون دل مشغولى و دغدغه خاطر، به پرورش فرزندانى برومند و کارآمد براى جامعه بپردازد و حرارت و گرماى کانون خانواده را که اصلى‏ترین هسته اجتماع مى‏باشد، تأمین کند.

  

پی نوشت ها:

حر عاملى، وسائل الشیعة، ج 26، ص 93؛ شیخ طوسى، تهذیب الاحکام، ج 9، ص174 و 275؛ الکافى، ج 7، ص 85.

شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 57.

Like
Like Love Haha Wow Sad Angry

نظرات

Copyright 2005
بستن پنجره