تماس با مدیر
سه شنبه, ۵ بهمن , ۱۳۹۵

حضور پر انرژی نادر سلیمانی در خندوانه

نادر سلیمانی در خندوانه

 

برنامه خندوانه شب گذشته ( پنجشنبه 29 مرداد ) در حالی با اجرای رامبد جوان آغاز شد که او بین در نیمه باز گیر کرده بود .به همین منظور ، شادی برنامه را به همه تعمیرکارها و کسانی که پشت درهای کشویی و داخل آسانسور گیر کرده اند، تقدیم کرد.

در ابتدای برنامه جناب خان بعد از یک هفته غیبت حاضر شد . در قسمتی از صحبت هایش درباره گرد و غبار جنوب کشور گفت و بیان کرد : از خوبی های این اتفاق فراهم کردن موجبات صله ارحام است، چون از آن جایی که این گرد و غبار نمی گذارند ما تا بیشتر از یک متریمان را ببینیم ،یک بار من به جای رفتن به خانه خاله ام، به منزل عمه ام رفتم و او خیلی خوشحال شد و برای گرد و غبار آن قدر دعا کرد که حد ندارد.

سپس جناب خان شعری با عنوان “لبو لبو” خواند که بعد مشخص شد یکی از شعرهای محبوب رامبد جوان است.

جوان در معرفی مهمان این قسمت از برنامه گفت: وقتی آلبوم خانوادگی مان را ورق می زنیم ،یک حال عجیب در ما ایجاد می شود،مثلا خودمان را در 5 سالگی می بینیم و غش غش می خندیم، ورق می زنیم پدر در 30 سالگی با کلاه بوقی، صفحه بعد مادر در چهل سالگی وقتی که حواسش به دوربین نیست، هرچه جلوتر می رویم این بزرگ شدن را بیشتر حس می کنیم.

در دوران زندگی عده ای آدم برایمان یادگاری هایی را گذاشته اند و خاطراتی که با آن ها می خندیم را ایجاد کرده اند، من هم می خواهم از دکتری دعوت کنم که خیلی بلد است تا حرف هایی برای خنده بزند، دکتر سلیمان نادری. اما دکتر نادری با گریمی جالب از میان تماشاگران آمد و پس از مدتی که نقش یک جنوبی پولدار را ایفا کرد به رامبد جوان گفت تو که سوال نمی پرسی خوب من مجبورم خودم حرف بزنم. سپس گریم هایش را کند و معلوم شد او نادر سلیمانی ، بازیگر توانای سینما و تلویزیون کشورمان است.

سپس نادر سلیمانی خاطره ای از دوران کودکی اش تعریف کرد و گفت : یکی از بازی های زیبا و مهم ما گوله بازی یا همان تیله بازی بود و پدر من هم که در نیروی دریایی کار میکرد به شدت از آن بدش می آمد ، کبار که خواست به سفر کاری برود بلافاصله بعد از رفتن من در کوچه مشغول بازی شدم که ناگهان در کمال ناباوری پدرم پشت سرمن ظاهر شد و از آن موقع من دیگر صبر می کردم تا لااقل یک هفته از رفتن او بگذردو بعد مشغول بازی می شدم.

جناب خان که از آمدن نادر سلیمانی خیلی خوشحال شده بود ، هدیه ای را به رسم یادبود و باخجالت به او داد . مهمان برنامه بعد از باز کردن آن که داخلش یک شال با اسم برزیل بود به شدن ذوق کرد.

در بخشی دیگر که صحبت ها به سمت جانبازان کشیده شد ، سلیمان نادری در ادامه از برخورد پدرانه و جدیش با پسرش که الان 14 ساله است و از رفتار ملاطفت آمیزش با دخترش که الان هنوز خیلی کوچک است گفت، سپس رامبد جوان از پسر او که در میان تماشاگران نشسته بود خواست تا بلند شود تا همه او را ببینند.

در ادامه رامبد جوان از مهمان برنامه خواست تا برای شادکردن دل چند نفر کاری بکند و نادر سلیمانی هم گفت که یکی از آثار نمایشگاه عکاسیش که قرار است برگزار شود را برای فروش به نفع نیازمندان می گذارد.

در آخر رامبد جوان بیان کرد که این قسمت از برنامه یکی پر انرژی ترین برنامه های خندوانه بوده است. این قسمت نیز بدون حضور نیما شعبان نژاد به پایان رسید.




Copyright 2007 - 2016
بستن پنجره