تماس با مدیر
شنبه, ۴ آذر , ۱۳۹۶


آنتونی هاپكینز، بازیگری با كارنامه متفاوت

آنتونی هاپكینز، بازیگری با كارنامه متفاوت

این روزها كه سینمای جهان با شتاب هرچه تمام به سمت تكنیك محض پیش می رود، همچنان ستاره ها نقشی حیاتی در كشاندن تماشاگران به سالن های سینما داشته و هزینه گزافی را به تهیه كنندگان آثار تحمیل می كنند، حال در میان این دسته از ستارگان بازیگرانی نیز هستند كه در نقش های خود مانند یك مولف عمل كرده و به آنها شمایل خاصی می بخشند كه آنتونی هاپكینز یكی از آنهاست.
 
آنتونی هاپكینز در 31 دسامبر سال 1937 میلادی در ولز به دنیا آمد و در خانواده ای كارگری بزرگ شد.
پس از پایان دوره خدمت نظام وارد كالج هنرهای نمایشی كاردیف(ولز) شد و پس از آن تحصیلات خود را در زمینه بازیگری، در آكادمی سلطنتی هنرهای نمایشی لندن ادامه داد.
هاپكینز در 19 سالگی برای نخستین بار در لندن روی سن تئاتر رفت و سال ها به ایفای نقش در تئاترهای انگلیسی پرداخت.
وی در دهه 1970 میلادی به بازی در مجموعه های تلویزیونی پرداخت و ایفای نقش هایی نه چندان مهم و پررنگ را برعهده گرفت.
هاپكینز در سال 1973 میلادی و به آمریكا رفت و به بازی در سریال های تلویزیونی مشغول شد تا آنكه یك سال بعد سرانجام با فیلم ‘دختری از پترووكا’ وارد عرصه سینما شد.
این روند تا اواخر دهه 80 میلادی ادامه داشت تا اینكه بازی او در چند فیلم سینمایی توجه ‘جاناتان دمی’ را به خود جلب كرد و او را برای ایفای نقش دكتر “هانیبال لكتر” در فیلم “سكوت بره ها” مناسب تشخیص داد.  
فیلم جذاب و درخشان “سكوت بره ها” كه فیلمی در مایه های وحشت به حساب می آید، میدان مناسبی برای شكوفایی استعدادهای پنهان هاپكینز بازیگر بود.
نقشی به شدت تیره با مولفه های خاص خود كه بخشی از آن از سینمای وحشت وام گرفته شده بود.
شخصیت دكتر “هانیبال لكتر” كه علاقه به خوردن گوشت انسان دارد، یكی از معدود شخصیت های گونه وحشت است كه اصالت داشته و هویت مستقلی را برای خود قائل است.
جاناتان دمی در خلق این شخصیت به گونه ای عمل كرد كه هانیبال لكتر تبدیل به شخصیتی كاملا سیاه نشد و سایه روشن هایی نیز در وجود او مشاهده شود.
این نقش آفرینی درخشان سرانجام اسكار بهترین بازیگر نقش اول را برای هاپكینز به ارمغان آورد.
در همین سال ها “جیمز آیوری” كارگردان انگلیسی تبار همراه با “اسماعیل مرچنت ” هندی الاصل در مقام تهیه كننده دست به تولید آثاری در رابطه با عصر ملكه ویكتوریا زدند كه بازیگران بریتانیایی از شانس بیشتری برای تصاحب نقش های آن برخوردار بودند.
هاپكینز در كنار “اما تامپسون” از گزینه های اصلی فیلم فوق بودند كه در فیلم هایی همچون “هاواردز اند” و “بقایای روز” در كنار یكدیگر قرار گرفته و بازی های درخشانی را از خود به یادگار گذاشتند.
“دراكولای برام استوكر” ساخته “فرانسیس فورد كاپولا” از دیگر فیلم های جذاب كارنامه هاپكینز است كه در زمان نمایش نیز با استقبال خوبی از سوی طیف های گوناگون مواجه شد و به احیا مجدد گونه وحشت انجامید.
شخصیت پروفسور “آبراهام ون هلسینگ” نقشی كاملا مناسب بازیگری در قواره هاپكینز بود كه گریم نیز نقش برجسته ای در ارتقای كیفی بازی او ایفا می كرد.
با این حال بازی درخشان “گری اولدمن” در نقش “كنت دراكولا” تا حدودی بازی او را تحت تاثیر قرار داد و به سایه برد.
“جان شلزینگر” كه فیلم “دونده ماراتون” او برای سینما دوستان ایرانی نامی آشناست، در فیلم “عصر معصومیت” از هاپكینز بهره گرفت كه نتیجه آن چندان چنگی به دل نزد.
وی در نقش “گلس” در كنار “ایزابلا روسلینی”(دختر روبرتو روسلینی و اینگرید برگمن) حضوری متوسط داشت و فقط جای پای خود را در هالیوود محكم تر كرد.
بازی در نقش شخصیت های تاریخی از جمله وسوسه های همیشگی بازیگران سینما در سراسر جهان است كه فقط اندكی از آنها بخت یارشان شده و در اینگونه نقش ها حضور یافته اند.
ریچارد نیكسون رییس جمهورایالات متحده كه دوران ریاست جمهوری اش نكته مثبتی نداشت، برای هاپكینز این سود را داشت كه خود را در قالب این شخصیت قرار دهد.
“الیور استون” كه فیلم های فوق العاده ای را در كارنامه خود دارد، در وهله اول بواسطه شباهت چهره هاپكینز با نیكسون و در درجه بعد به علت هنر قدرت بازیگری او را برگزید.
“افسانه های پاییزی” ساخته “ادوارد زوئیك” و “لبه” به كارگردانی “لی تاماهوری” در كنار فیلم ضد برده داری “آمیستاد” ساخته “استیون اسپیلبرگ”، بهترین فیلم های او در نیمه دوم دهه 90 هستند كه در نهایت به فیلم های سرگرم كننده متوسطی از جمله “نقاب زور” ختم شد.
درام”افسانه های پاییزی” بواسطه شخصیت پردازی های فوق العاده و نیز حضور بازیگران برجسته به فیلمی تاثیرگذار تبدیل شد كه گذر زمان نیز چیزی از ارزش های این اثر سینمایی نكاسته است.
بردن داستان به زمان جنگ های داخلی آمریكا نیز نقش بسیاری در این امر داشته و تاثیرگذاری فیلم را دو چندان كرده است.
با شروع قرن 21، ستاره اقبال هاپكینز نیز رو به افول نهاد كه بالا رفتن سن او در این امر بی تاثیر نبود.
فیلم “چگونه گرینچ كریسمس را دزدید” با بازی”جیم كری” تجربه تازه ای برای او به عنوان گوینده گفتار متن است كه با استقبال مناسبی از سوی مردم روبه روشد.
پس از گذشت 10 سال، تهیه كنندگان “سكوت بره ها” برای ساخت قسمت دوم آن وسوسه شده و فیلمی تحت عنوان “هانیبال” را روانه اكران كردند كه نتیجه كار بسیار مایوس كننده بود.  
جایگزینی “جولین مور” به جای “جودی فاستر” برای نقش كلیدی “كلاریس استرلینگ”، نخستین اشتباه بی بازگشت سازندگان “هانیبال” بود كه بازی خوب “جولیان مور” نیز نتوانست از شدت آن بكاهد!
آنتونی هاپكینز در دهه اول قرن 21 اغلب در فیلم های تجاری و در نقش هایی خنثی ظاهر و تقریبا از فهرست بازیگران بزرگ هالیوود خارج شد كه علت آن را باید به آسان گیری وی برای بازی در فیلم های معمولی و به شدت متوسط مربوط دانست.
از این آثار می توان به “اسكندر” و “بی ولف’ اشاره كرد.
وی در هفته های اخیر فیلم “ثور” به كارگردانی “كنت برانا” را روی اكران داشت كه با استقبال گسترده تماشاگران روبرو شد و در صدر پرفروش های ماه قرار گرفت.
از این بابت می توان امیدوار بود كه هاپكینز 75 ساله بار دیگر به روزهای اوج بازگشته و نقش های ماندگاری از جنس “هانیبال لكتر” را ایفا كند.

امتیاز دهید





وبگردی
Copyright 2007 - 2017